جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 393

‎65‎ پس ت�ر�شاتا به ايشان امر فرمود كه تا كاهني با اوريم و ُتم�يم برقرار نشود ، از قد ِس اقداس نخورند.
‎66‎ تمامي جماعت با هم چهل و دو هزار و سيصد و شصت نفر بودند.
‎67‎ سواي غلامان و كنيزان ايشان كه هفت هزار و سيصد و سي و هفت نفر بودند و مغني�ان و مغني�ات ايشان دويست و چهل و پنج نفر بودند. ‎68‎ و اسبان ايشان ، هفتصد و سي و شش و قاطران ايشان ، دويست و چهل و پنج.
‎69‎ و شتران ، چهارصد و سي و پنج و حماران ، شش هزار و هفتصد و بيست بود. ‎70‎ و بعضي از رؤساي آبا هدايا به جهت كار دادند. اما ت�ر�شاتا هزار درم طلا و پنجاه قاب و پانصد و سي دست لباس كهانت به خزانه داد.
‎71‎ و بعضي از رؤساي آبا ، بيست هزار درم طلا و دو هزار و دويست مناي نقره به خزينه به جهت كار دادند.
‎72‎ و آنچه ساير قوم دادند اين بود: بيست هزار درم طلا و دو هزار م�ناي نقره و شصت و هفت دست لباس كهانت.
‎73‎ پس كاهنان و لاويان و دربانان و مغني�ان و بعضي از قوم و َنت�ي ْنيم و جميع اسرائيل ، در شهرهاي خود ساكن شدند و چون ماه هفتم رسيد ، بني اسرائيل در شهرهاي خود مقيم بودند.
8
بياورد.
1 و تمامي ، قوم مثل يك مرد درس�ع�ة پيش دروازة آب جمع شدند و به ع� ْزراي كاتب گفتند كه كتاب تورات موسي را كه خداوند به اسرائيل امر فرموده بود ،
2 و ع�ز ْراي كاهن ، تورات را در روز اول ماه هفتم به حضور جماعت از مردان و زنان و همة آناني كه مي توانستند بشنوند و بفهمند ، آورد.
3 و آن را در س�ع�ة پيش دروازة آب از روشنايي صبح تا نصف روز ، در حضور مردان و زنان و هركه مي توانست بفهمد خواند و تمامي قوم به كتاب تورات گوش فراگرفتند.
4 و ع�ز ْراي كاتب بر منبر چوبي كه به جهت اينكارساخته بودند ، ايستاد و به پهلويش از دست راستش م� َّت ْتيا و َشم�ع و ع�نايا و ُاوري�ا و ح� ْلقي�ا و م�ع�س�يا ايستادند و از دست چپش ، فدايا و م�يشائيل و م�ل ْك�ي�ا و حا ُشوم و ح� ْشب�د�ا َنه و َز َكري�ا و م� ُش ّلام.
5 و ع� ْزرا كتاب را در نظرتمامي قوم گشود زيرا كه او بالاي تمامي قوم بود و چون آن را گشود ، تمامي قوم ايستادند.
6 و ع� ْزرا ، ي�ه�و�ه خداي عظيم را متبارك خواند و تمامي قوم دستهاي خود را برافراشته ، در جواب گفتند: آمين ، آمين! و ركوع نموده ، و رو به زمين نهاده ، خداوند را سجده نمودند.
7 و ي� ُشوع و باني و َشر�ب�يا و يامين و ع� ُّقوب و ش َب�تاي و ه�ودي�ا و م�ع�س�يا و ق َليطا و ع� َزر�يا و ي�وزاباد و ح�نان و فلايا و لاويان ، تورات را براي قوم بيان مي كردند و قوم ، در جاي خود ايستاده بودند.
8 پس كتاب تورات خدا را به صداي روشن خواندند و تفسيركردند تا آنچه را كه مي خواندند بفهمند.
9 و َنح� م�يا كه ت�ر�شاتا باشد وع� ْزراي كاهن و كاتب و لاوياني كه قوم را مي فهمانيدند ، به تمامي قوم گفتند: امروز براي ي�ه�و�ه خداي شما روز مقد�س است. پس نوحه گري منماييد و گريه مكنيد. زيرا تمامي قوم ، چون كلام تورات را شنيدند گريستند.
‎10‎ پس به ايشان گفت: برويد و خوراكهاي لطيف بخوريد و شربتها بنوشيد و نزد هر كه چيزي براي او مهي�ا نيست حص ّه ها بفرستيد ، زيرا كه امروز ، براي خداوند ما روز مقد�س است ؛ پس محزون نباشيد زيرا كه س�رور خداوند ، قو�ت شما است.
‎11‎ و لاويان تمامي قوم را ساكت ساختند و گفتند: » ساكت باشيد زيرا كه امروز روز مقد�س است. پس محزون نباشيد.
‎12‎ پس تمامي قوم رفته ، اكل و شرب نمودند و حص ّه ها فرستادند و شادي عظيم نمودند زيرا كلامي را كه به ايشان تعليم داده بودند فهميدند.
‎13‎ و در روز دو�م رؤساي آباي تمامي قوم و كاهنان و لاويان نزد عزراي كاتب جمع شدند تا كلام تورات را اصغا نمايند. ‎14‎ و در تورات چنين نوشته يافتند كه خداوند به واسطة موسي امر فرموده بود كه بني اسرائيل در عيد ماه هفتم ، در سايبانها ساكن بشوند. ‎15‎ و در تمامي شهرهاي خود و در اورشليم اعلان نمايند و ندا دهند كه به كوهها بيرون رفته ، شاخه هاي زيتون و شاخه هاي نخل و شاخه هاي درختان َك َشن بياورند و سابيانها ، به نهجي كه مكتوب است بسازند.
‎16‎ پس قوم بيرون رفتند و هر كدام بر پشت بام خانة خود و در حياط خود و در صحنهاي خانة خدا و درس�ع�ة دروازة آب و درس�ع�ة دروازة افرايم ، سايبانها براي خود ساختند.
‎17‎ و تمام ِي جماعتي كه از اسيري برگشته بودند ، سايبانها ساختند و در سايبانها ساكن شدند ، زيرا كه از ايام يوشع بن نون تا آن روز بني اسرائيل چنين نكرده بودند. پس شادي بسيار عظيمي رخ نمود.
شد.
‎18‎ و هر روز از روز اول تا روز آخر ، كتاب تورات خدا را مي خواند و هفت روز عيد را نگاه داشتند. و در روز هشتم ، محفل مقد�س برحسب قانون برپا
‎393‎