جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 377

كتاب ع� ْزرا
1
2
1 و در سال او�ل كورش ، پادشاه فارس تا كلام خداوند به زبان ارميا كامل شود ، خداوند روح كورش پادشاه فارس را برانگيخت تا در تمامي ممالك خود فرماني نافذ كرد و آن را نيز مرقوم داشت و گفت:
2 كورش پادشاه فارس چنين مي فرمايد: يهوه خداي آسمانها جميع ممالك زمين را به من داده و مرا امر فرموده است كه خانه اي براي وي در اورشليم كه در يهودا است بنا نمايم.
3 پس كيست از شما تمامي قوم او كه خدايش با وي باشد ؟ او به اورشليم كه در يهودا است ، برود و خانة يهوه را كه خداي اسرائيل و خداي حقيقي است ، در اورشليم بنا نمايد.
4 و هركه باقي مانده باشد ، در هر مكاني از مكانهايي كه در آنها غريب مي باشد ، اهل آن مكان او را به نقره و طلا و اموال و چهارپايان علاوه بر هداياي تبر�عي به جهت خانة خدا كه در اورشليم است اعانت نمايند.
5 پس رؤساي آباي يهودا و بنيامين و كاهنان و لاويان با همة كساني كه خدا روح ايشان را برانگيزانيده بود برخاسته ، روانه شدند تا خانة خداوند را كه در اورشليم است بنا نمايند.
6 و جميع همسايگان ايشان ، ايشان را به آلات نقره و طلا و اموال و چهارپايان و تحفه ها ، علاوه بر همة هداياي َتب�رع� ي اعانت كردند. 7 و كورش پادشاه ظروف خانة خداوند را كه نبوكد ّنصر آنها را از اورشليم آورده و در خانة خدايان خود گذاشته بود ، بيرون آورد.
8 و كورش پادشاه فارس ، آنها را از دست م� ْتر�دات ، خزانه دار خود بيرون آورده ، به شي َشب�صر رئيس يهوديان شمرد و 9 وعدد آنها اين است: سي طاس طلا و هزار طاس نقره و بيست و نه کارد ،
‎10‎ و سی جام طلا و چهارصد و ده جام نقره از قسم دو�م و هزار ظرف ديگر.
‎11‎ تمامي ظروف طلا و نقره و پنجهزار و چهارصد بود و شيشب�صر همة آنها را با اسيراني كه از بابل به اورشليم مي رفتند برد.
1 و اينانند اهل ولايتها كه از اسيري آن اشخاصي كه نبوكد ّنصر ، پادشاه بابل ، به بابل به اسيري برده بود ، برآمدند و هركدام از ايشان به اورشليم و يهودا و شهر خود بازگشتند و
2 اما آناني كه همراه ُّزربابل آمدند ، ي�شوع و َنح�ميا و س�رايا و ر�عيلايا و م�رد�خاي و ب ْلشان و م�س�فار و ِب ْغواي و ر�ح�وم و ب�ع�ن َه. و شمارة مردان قوي اسرائيل.
3 بني فرع�وش دوهزار و يكصد و هفتاد و دو. 4 بني َش َف ْطيا سيصد وهفتاد و دو.
5 بني َار�ح هفتصد و هفتاد و پنج.
6 بني ف َح�ت م�وآب از بني يش ٌوع و يوآب دو هزار و هشتصد و دوازده.
7 بني عيلام هزار و دويست و پنجاه و چهار.
8 بني َز ُّنو َنه صد و چهل و پنج و 9 بني َز ّكاي هفتصد و شصت.
‎10‎ بني باني ششصد و چهل و دو.
‎11‎ بني باباي ششصد و بيست و سه.
‎12‎ بني ا َز ْج�د هزار و دويست و بيست و دو.
‎13‎ بني َادونيقام ششصد و شصت و شش. ‎14‎ بني ِب ْغواي دوهزار و پنجاه و شش. ‎15‎ بني عادين چهارصد و چهار.
‎16‎ بني َاطير از خاندان ي� ح�زقيا نود و هشت و
‎17‎ بني بيصاي سيصد و بيست و سه.
‎18‎ بني ي�وره صد و دوازده.
‎19‎ بني حاشوم دويست و بيست و سه. ‎20‎ بني ج�ب�ار نود و پنج و
‎377‎