جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 368

شد.
‎26‎ و بقية وقايع وي و همة طريق هاي اول و آخر او ، اينك در تواريخ پادشاهان يهودا و اسرائيل مكتوب است.
‎27‎ پس آحاز با پدران خود خوابيد و او را در شهر اورشليم دفن كردند ، اما او را به مقبرة پادشاهان اسرائيل نياوردند. و پسرش ح�ز ْقيا به جايش پادشاه
‎29‎ 1 ح�زقي�ا بيست وپنج ساله بود كه پادشاه شد و بيست و نه سال در اورشليم سلطنت نمود ، و اسم مادرش َا ِب �يه دختر زكريا بود.
2 و او آنچه در نظر خداوند پسند بود ، موافق هرآنچه پدرش داود كرده ، بود عمل آورد.
3 و در ماه اول از سال سلطنت خود ، درهاي خانة خداوند را گشوده ، آنها را تعمير نمود. 4 و كاهنان و لاويان را آورده ، ايشان را در ميدان شرقي جمع كرد.
5 و به ايشان گفت: » اي لاويان مرا بشنويد! الان خويشتن را تقديس نماييد و خانة ي�ه�و�ه خداي پدران خود را تقديس كرده ، نجاسات را از قدس بيرون بريد. 6 زيراكه پدران ما خيانت ورزيده ، آنچه درنظر ي�ه�و�ه خداي ما ناپسند بود به عمل آوردند و او را ترك كرده ، روي خود را از مسكن خداوند تافتند و پشت به آن دادند.
7 و درهاي رواق را بسته ، چراغها را خاموش كردند و بخور نسوزانيدند و قرباني هاي سوختني در قدس خداي اسرائيل نگذرانيدند. 8 پس خشم خداوند بر يهودا و اورشليم افروخته شد و ايشان را محل تشويش و دهشت و سخريه ساخت ، چنانكه شما به چشمان خود مي بينيد.
9 و اينك پدران ما به شمشير افتادند و پسران و دختران و زنان ما از اين سبب به اسيري رفتند.
‎10‎ الآن اراده دارم كه با ي�ه�و�ة خداي اسرائيل عهد ببندم تا حدت خشم او از ما برگردد.
‎11‎ پس حال ، اي پسران من ، كاهلي مورزيد زيرا خداوند شما را برگزيده است تا به حضور وي ايستاده ، او را خدمت نماييد و خادمان او شده ، بخور سوزايند.
‎14‎
‎12‎ آنگاه بعضي از لاويان برخاستند ، يعني از بني ق َهاتيان م�ح�ت بن ع�ماساي و ي�وئيل بن ع�ز ْريا و از بني مراري قيس بن عب�د�ي وع� َزر�يا ابن ي�ه�لل ْئيل و
ازج�ر�شونيان يوآخ بن ز ِم�ه و ع�يدن بن يوآخ.
‎13‎ و از بني َاليصافان ش�م�ري و ي�ع�يئيل و از بني آساف ز َك َريا و م� َت ْنيا. و از بني ه�يمان ي�حيئيل و ش�م�ع�ي و از بني ي�د�و� ُتو ن َش م�ع�يا و ع�زيئيل.
‎15‎ برادران خود را جمع كرده ، خويشتن را تقديس نمودند و موافق فرمان پادشاه برحسب كلام خداوند براي تطهير خانة خداوند داخل شدند. ‎16‎ و كاهنان به اندرون خانة خداوند رفته ، آن را طاهر ساختند و همة نجاسات را كه در هيكل خداوند يافتند ، به صحن خانة خداوند بيرون آوردند و لاويان آن را گرفته ، خارج شهر به وادي قدرون بيرون بردند.
‎17‎ و در ُغر�ة ماه اول به تقديس نمودنش شروع كردند ، و در روز هشتم ماه به رواق خداوند رسيدند ، و در هشت روز خانة خداوند را تقديس نموده ، و در روز شانزدهم ماه اول آن را به اتمام رسانيدند.
‎18‎ پس نزد ح�زقيا پادشاه به اندرون قصر داخل شده ، گفتند: » تمامي خانة خداوند و مذبح قرباني سوختني و همة اسبابش و ميز نان� َت ْقدم�ه را با همة آلاتش طاهر ساختيم.
‎19‎ و تمامي اسبابي كه آحاز پادشاه در ايام سلطنتش حيني كه خيانت ورزيد دور انداخت ما آنها را مهيا ساخته ، تقديس نموديم و اينك پيش مذبح خداوند حاضر است ‏.»‏
‎20‎ پس ح� ْزقي�ا پادشاه صبح زود برخاست و رؤساي شهر را جمع كرده ، به خانة خداوند برآمد.
‎21‎ و ايشان هفت گاو و هفت قوچ و هفت بره و هفت بز نر آوردند تا براي ممالك و قدس و يهودا قرباني گناه بشود. و او پسران هارون كهنه را فرموده تا آنها را بر مذبح خداوند بگذرانند.
‎22‎ پس گاوان را كشتند و كاهنان ، خون را گرفته بر مذبح پاشيدند و قوچها را كشته خون را بر مذبح پاشيدند.
‎23‎ پس بزهاي قرباني گناه را به حضور پادشاه و جماعت نزديك آورده ، دستهاي خود را بر آنها نهادند. ‎24‎ و كاهنان آنها را كشته ، خون را بر مذبح براي قرباني گناه گذرانيدند تا به جهت تمامي اسرائيل كفاره بشود زيرا كه پادشاه فرموده بود كه قرباني سوختني و قرباني گناه به جهت تمامي اسرائيل بشود.
‎25‎ و او لاويان را با سنجها و بربطها و عودها برحسب فرمان داود و جاد ، رايي پادشاه و ناتان نبي در خانة خداوند قرار داد زيراكه اين حكم از جانب خداوند به دست انبياي او شده بود.
‎26‎ پس لاويان با آلات داود و كاهنان را َك ِر ّناها ايستادند.
‎368‎