جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 366

‎26‎
6
1 و تمامي قوم يهودا ع� ّزي�ا را كه شانزده ساله بود گرفته ، در جاي پدرش َا م� ْصيا پادشاه ساختند.
2 و او بعد از آنكه پادشاه با پدرانش خوابيده بود ، اي ُلوت را بنا كرد و آن را براي يهودا استرداد نمود.
3 و ع� ّزي�ا شانزده ساله بود كه پادشاه شد پنجاه و در سال در اورشليم پادشاهي نمود و اسم مادرش ي� ُك ْلياي اورشليمي بود. 4 و آنچه درنظر خداوند پسند بود ، موافق هر چه پدرش َام�صعيا كرده بود ، بجا آورد.
نمود.
5 و در روزهاي زكريا كه در رؤياي خدا بصير بود ، خدا را مي طلبيد و مادامي كه خداوند را مي طلبيد ، خدا او را كامياب مي ساخت. و او بيرون رفته ، با فلسطينيان جنگ مي كرد و حصار ج� ّت و حصار ي�ب�ن َه و حصار َا ْشدود را منهدم ساخت و شهرها در زمين اشدود و فلسطينيان بنا
7 و خدا او را بر فلسطينيان و ع�ر�با ني كه در ج�و�ربعل ساكن بودند و برم�ع�ونيان نصرت داد. 8 و ع�م�ونيان به ع� ّزي�ا هدايا دادند و اسم او تا مدخل مصر شايع گرديد ، زيرا كه بي نهايت قوي گشت.
9 و ع� ّزي�ا برجها در اورشليم نزد دروازة زاويه و نزد دروازة وادي و نزد گوشة حصار بنا كرده ، آنها را مستحكم گردانيد.
‎10‎ و برجها در بيابان بنا نمود و چاههاي بسيار كند زيرا كه مواشي كثير در همواري و در هامون داشت و فلاحان و باغبانان در كوهستان و در بوستانها داشت ، چونكه فلاحت را دوست مي داشت.
‎11‎ و ع�ز ّي�آ سپاهان جنگ آزموده داشت كه براي محاربه دسته دسته بيرون مي رفتند ؛ برحسب تعداد ايشان كه ي�ع�يئيل كاتب و م�ع�سياي رئيس زيردست ح� َننعيا كه يكي از سرداران پادشاه بود ، آنها را سان مي ديدند.
‎12‎ و عدد تمامي سرداران آبا كه شجاعان جنگ آزموده بودند ، دو هزار و ششصد بود.
كردند.
‎13‎ و زيردست ايشان ، سيصد و هفت هزار و پانصد سپاه جنگ آزموده بودند كه پادشاه را به ضد دشمنانش مساعدت نموده ، با قوت تمام مقابله مي
‎14‎ و ع� ّزي�آ براي ايشان يعني براي تمامي لشكرها سپرها و نيزه ها و خودها و زره ها و كمانها و فلاخنها مهيا ساخت.
‎15‎ و منجنيقهايي كه مخترع صنعتگران ماهر بود در اورشليم ساخت تا آنها را بر برجها و گوشه هاي حصار براي انداختن تيرها و سنگهاي بزرگ بگذارند. پس آوازة او تا جايهاي دور شايع شد زيرا كه نصرت عظيمي يافته ، بسيار قوي گرديد.
‎16‎ ليكن چون زور آور شد ، دل او براي هلاكتش متكبر گرديد و به ي�ه�و�ه خداي خود خيانت ورزيده ، به هيكل خداوند درآمد تا بخور بر مذبح بخور بسوزانيد.
‎17‎ و ع� َزر�ياي كاهن از عقب او داخل شد وهمراه او هشتاد مرد رشيد از كاهنان خداوند درآمدند.
‎18‎ و ايشان با ع� ّزيا پادشاه مقاومت نموده ، او را گفتند: » اي ع� ّزي�ا سوزانيدن بخور براي خداوند كار تو نيست بلكه كار كاهنان پسران هارون است كه براي سوزانيدن بخور تقديس شده اند ، پس از مقدس بيرون شو زيرا خطا كردي ، و اين كار از جانب ي�ه�وه خدا موجب عزت تو نخواهد بود ‏.»‏
‎19‎ آنگاه ع�ز ّي�ا كه م� ج�م�ري براي سوزانيدن بخور در دست خود داشت ، غضبناك شد و چون خشمش بر كاهنان افرخته گرديد ، برص به حضور كاهنان در خانة خداوند به پهلوي مذبح بخور بر پيشاني اش پديد آمد.
‎20‎ و ع� ْزر�ياي رئيس كهنه و ساير كاهنان بر او نگريستند و اينك برص بر پيشانيش ظاهر شده بود. پس او را از آنجا به شتاب بيرون كردند و خودش نيز به تعجيل بيرون رفت ، چونكه خداوند او را مبتلا ساخته بود.
‎21‎ و ع�ز ّي�ا پادشاه تا روز وفاتش ابرص بود و در مريضخانه مبروص ماند ، زيرا از خانة خداوند ممنوع بود ؛ و پسرش يوتام ، ناظر خانة پادشاه و حاكم قوم زمين مي بود.
‎27‎
‎22‎ و ا� َشع�يا ابن آموص نبي بقية وقايع اول و آخر ع�ز ّي�آ را نوشت.
‎23‎ پس ع� ّزي�ا با پدران خود خوابيد و او را با پدرانش در زمين مقبرة پادشاهان دفن كردند ، زيرا گفتند كه ابرص است و پسرش يوتام در جايش پادشاه شد.
1 و يو�تام بيست و پنج ساله بود كه پادشاه شد و شانزده سال در اورشليم سلطنت نمود و اسم مادرش ي�ر�و� َشة دختر صادوق بود.
2 و آنچه درنظر خداوند پسند بود ، موافق هر آنچه پدرش ع� ّزيا كرده بود ، به عمل آورد ، اما به هيكل خداوند داخل نشد ليكن قوم هنوز فساد مي كردند.
3 و او دروازة اعلاي خانة خداوند را بنا نمود و بر حصار ع�وف َل عمارت بسيار ساخت. 4 و شهرها در كوهستان يهودا بنا نمود و قلعه ها و برجها در جنگلها ساخت.
5 و با پادشاه بني ع�م�ون جنگ نموده ، بر ايشان غالب آمد. پس بني ع�م�ون در آن سال ، صد ورنة نقره و ده هزار كر گندم وده هزار ّكر جو به او دادند ؛ و بني ع�م�ون در سال دوم و سوم به همان مقدار به او دادند.
‎366‎