جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 360

‎29‎ و پادشاه اسرائيل به ي�ه�وشافاط گفت: من خود را م�ت� َن ّكر ساخته ، به جنگ مي روم. اما تو لباس خود را بپوش ‏.»‏ پس پادشاه اسرائيل خويشتن را متنكر ساخت و ايشان به جنگ رفتند.
‎30‎ و پادشاه ارام سرداران ارابه هاي خويش را امر فرموده ، گفت: » نه با كوچك و نه با بزرگ بلكه با پادشاه اسرائيل فقط جنگ نماييد.
‎31‎ و چون سرداران ارابه ها ي�ه�وشافاط را ديدند ، گمان بردند كه اين پادشاه اسرائيل است ؛ پس مايل شدند تا با او جنگ نمايند و ي�ه�وشافاط فرياد برآورد و خداوند او را اعانت نمود و خدا ايشان را از او برگردانيد.
‎32‎ و چون سرداران ارابه ها را ديدند كه پادشاه اسرائيل نيست ، از تعاقب او برگشتند.
‎33‎ اما كسي كمان خود را به غرض كشيده ، پادشاه اسرائيل را ميان وصله هاي زره زد ، و او به ارابه ران خود گفت: دست خود را بگردان و مرا از لشكر
بيرون ببر زيرا كه مجروح شدم.
‎34‎ و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه اسرائيل را در ارابه اش به مقابل اراميان تا وقت عصر برپا داشتند ؛ و در وقت غروب آفتاب مرد.
‎19‎ 1 و ي� ه�وشافاط پادشاه يهودا به خانة خود به اورشليم به سلامتي برگشت.
2 و بي�ه�و ابن حناني رايي براي ملاقات وي بيرون آمده ، به ي�ه�وشافاط پادشاه گفت: آيا شريران را مي بايست اعانت نمايي و دشمنان خداوند را دوست داري ؟ پس از اين جهت غضب خداوند برتو آمده است.
3 ليكن درتو اعمال نيكو يافت شده است ، چونكه َا َشيره ها را از زمين دور كرده ، و دل خود را طلب خدا تصميم نموده اي. 4 و چون ي� ه�وشافاط در اورشليم ساكن شد ، بار ديگر به ميان قوم از بئرشبع تا كوهستان افرايم بيرون رفته ، ايشان را به سوي ي�ه�و�ه خداي پدران ايشان برگردانيد.
5 و داوران در ولايت يعني در تمام شهرهاي حصار دار يهودا شهر به شهر قرار داد. 6 و به داوران گفت: تا حذر باشيد كه به چه طور رفتار مي نماييد زيراكه براي انسان داوري نمي نماييد بلكه براي خداوند ، او را در حكم نمودن با شما خواهد بود.
7 و حال خوف خداوند بر شما باشد و اين را با احتياط به عمل آوريد زيرا كه با ي�ه�و�ه خداي ما بي انصافي و طرفداري و رشوه خواري نيست. 8 و در اورشليم نيز ي� ه�وشافاط بعضي از لاويان و كاهنان را و بعضي از رؤساي آباي اسرائيل را به جهت داوري خداوند و مرافعه ها قرار داد. پس به اورشليم برگشتند.
9 و ايشان را امر فرموده ، گفت: شما بدينطور با امانت و دل كامل در ترس خداوند رفتار نماييد.
‎10‎ و در دعوي اي كه از برادران شما كه ساكن شهرهاي خود مي باشند ، ميان خون و خون و ميان شرايع و اوامر و فرايض و احكام پيش شما آيد ، ايشان را انذار نماييد تا نزد خداوند مجرم نشوند ، مبادا غضب بر شما و بر برادران شما بيايد. اگر به اين طور رفتار نماييد ، مجرم نخواهيد شد.
‎11‎ و اينك َام�ر�ي�ا ، رئيس كهنه ، براي همة امور خداوند و َزب� د� يا ابن اس�م�ع�يل كه رئيس خاندان يهودا مي باشد ، براي همة امور پادشاه بر سر شما هستند ؛ و لاويان همراه شما در خدمت مشغولند. پس به دليري عمل نماييد و خداوند با نيكان باشد.
‎20‎ 1 و بعد از اين ، بني موآب و بني ع�م�ون و با ايشان بعضي از ع�م�ونيا ن ، براي مقاتله با ي�ه�وشافاط آمدند.
2 و بعضي آمده ، ي�ه�وشافاط را خبر دادند و گفتند: گروه عظيمي از آن طرف دريا از ارام به ضد تو مي آيند ؛ و اينك ايشان در ح� ُّصون تامار كه همان ع�ي�ن ج�دي باشد ، هستند.
3 پس ي�ه�وشافاط بترسيد و در طلب خداوند جزم نمود و در تمامي يهودا به روزه اعلان كرد. 4 و يهودا جمع شدند تا از خداوند مسألت نمايند و از تمامي شهرهاي يهودا آمدند تا خداوند را طلب نمايند.
5 و ي�ه�وشافاط درميان جماعت يهودا و اورشليم ، در خانة خداوند ، پيش روي صحن جديد بايستاد.
6 و گفت: اي ي�ه�و�ة ، خداي پدران ما ، آيا تو در آسمان خدا نيستي و آيا تو بر جميع ممالك ام�ت ها سلطنت نمي نمايي ؟ و در دست تو قوت و جبروت است و كسي نيست كه با تو مقاومت تواند نمود.
7 آيا تو خداي ما نيستي كه سكنة اين زمين را از حضور قوم خود اسرائيل اخراج نموده ، آن را به ذريت دوست خويش ابراهيم تا ابدالاباد داده اي ؟ 8 و ايشان در آن ساكن شده ، م�ق ْدسي براي اسم تو در آن بنا نموده ، گفتند: 9 حيني كه بلا يا شمشير يا قصاص يا وبا يا قحطي بر ما عارض شود و ما پيش روي اين خانه و پيش روي تو) زيراكه اسم تو در اين خانه مقيم است( بايستيم ، و در وقت تنگي خود نزد تو استغاثه نماييم ، آنگاه اجابت فرموده ، نجات بده.
‎360‎