و7
نمود.
1 و چون بلعام ديد كه اسرائيل را بركت دادن به نظر خداوند پسند مي آيد ، مثل دفعه هاي پيش براي طلبيدن افسون نرفت ، بلكه به سوي صحرا توجه
2 و بلعام چشمان خود را بلند كرد ، اسرائيل را ديد كه موافق اسباط خود ساكن مي بودند. و روح خدا بر او نازل شد.
3 پس م�ث َل خود را آورده ، گفت: » وحي بلعام بن بعور. وحي آن مردي كه چشمانش باز شد. 4 وحي آن كسي كه سخنان خدا را شنيد و رؤياي قادر مطلق را مشاهده نمود. آنكه بيفتاد و چشمان او گشاده گرديد.
5 چه زيباست خيمه هاي تو اي يعقوب! و مسكنهاي تو اي اسرائيل! 6 مثل واديهاي كشيده شده ، مثل باغها بر كنار رودخانه ، مثل درختان عود كه خداوند غرس نموده باشد ، و مثل سروهاي آزاد نزد جويهاي آب.
7 آب از دلوهايش ريخته خواهد شد. و بذر او در آبهاي بسيار خواهد بود. و پادشاه او از ا َجاج بلندتر ، و مملكت او برافراشته خواهد شد. 8 خدا او را از مصر بيرون آورد. او را شاخها مثل گاو وحشي است. امت هاي دشمنان خود ا خواهد بلعيد و استخوانهاي ايشان را خواهد شكست و ايشان را به تيرهاي خود خواهد دوخت.
نمايد!
9 مثل شير نر خود را جمع كرده ، خوابيد. و مثل شير ماده كيست كه او را برانگيزاند ؟ مبارك باد هركه تو را بركت دهد. و ملعون باد هركه تو را لعنت
10 پس خشم بالاق بر بلعام افروخته شده ، هر دو دست خود را بر هم زد و بالاق به بلعام گفت: تو را خواندم تا دشمنانم را لعنت كني و اينك اين سه مرتبه ايشان را بركت تمام دادي.
11 پس الآن به جاي خود فرار كن! گفتم كه تو را احترام تمام نمايم. همانا خداوند تو را از احترام باز داشته است.
12 بلعام به بالاق گفت: آيا به رسولاني كه نزد من فرستاده بودي نيز نگفتم
13 كه اگر بالاق خانة خود را پر از نقره و طلا به من بدهد ، نمي توانم از فرمان خداوند تجاوز نموده ، از دل خود نيك يا بد بكنم بلكه آنچه خداوند به من گويد آن را خواهم گفت ؟
14 و الآن اينك نزد قوم خود مي روم. بيا تا تو را اعلام نمايم كه اين قوم با قوم تو در ايام آخر چه خواهند كرد.
15 پس م�ث َل خود را آورده ، گفت: » وحي بلعام بن بعور. وحي آن مردي كه چشمانش باز شد.
گرديد.
25
16 وحي آن كسي كه سخنان خدا را شنيد و معرفت حضرت اعلي را دانست و رؤياي قادر مطلق را مشاهده نمود. آنكه بيفتاد و چشمان او گشوده
17 او را خواهم ديد ليكن نه الآن. او درا مشاهده خواهم نمود اما نزديك ني. ستاره اي از يعقوب طلوع خواهد كرد و عصايي از اسرائيل خواهد برخاست و اطراف موآب را خواهد شكست. و جميع ابناي فتنه را هلاك خواهد ساخت.
18 و ادوم م�لك او خواهد شد و دشمنانش اهل سعير ، مملوك او خواهند گرديد. و اسرائيل به شجاعت عمل خواهد نمود.
19 و كسي كه از يعقوب ظاهر مي شود ، سلطنت خواهد نمود. و بقيه اهل شهر را هلاك خواهد ساخت. 20 و به عمالقه نظر انداخته ، م�ث َل خود را آورده ، گفت: عماليق او ِل امت ها بود ، اما آخر او منتهي به هلاكت است.
21 و بر قينيان نظر انداخته ، م�ث َل خود را آورد و گفت: مسكن تو مستحكم و آشيانه تو برصخره نهاده شده است.
22 ليكن قاين تباه خواهد شد ، تا وقتي كه آشور تو را به اسيري ببرد.
23 پس م�ث َل خود را آورده ، گفت: » واي! چون خدا اين را مي كند ، كيست كه زنده بماند ؟ 24 و كشتيها از جانب ك� ّتيم آمده ، آشور را ذليل خواهند ساخت ، و عابر را ذليل خواهند گردانيد ، و او نيز به هلاكت خواهد رسيد .» 25 و بلعام برخاسته ، روانه شده ، به جاي خود رفت و بالاق نيزراه خود را پيش گرفت.
1 و اسرائيل در ش� ّطيم اقامت نمودند ، و قوم با دختران موآب زنا كردن گرفتند
2 زيراكه ايشان قوم را به قرباني هاي خدايان خود دعوت نمودند. پس قوم مي خوردند و به خدايان ايشان سجده مي نمودند.
3 و اسرائيل به بعل فغور ملحق شدند ، و غضب خداوند بر اسرائيل افروخته شد. 4 و خداوند به موسي گفت كه: » تمامي رؤساي قوم را گرفته ، ايشان را براي خداوند پيش آفتاب به دار بكش ، تا شدت خشم خداوند از اسرائيل برگردد.
5 و موسي به داوران اسرائيل گفت كه » هريكي از شما كسان خود را كه به بعل فغور ملحق شدند ، بكشيد .»
6 و اينك مردي از بني اسرائيل آمده ، زن مدياني اي را در نظر موسي و در نظر تمامي جماعت بني اسرائيل نزد برادران خود آورد ، و ايشان به دروازة خيمه اجتماع گريه مي كردند.
چون فينحاس بن العازار بن هارون كاهن اين را ديد ، از ميان جماعت برخاسته ، نيزه اي به دست خود گرفت ،
8 و از عقب آن مرد اسرائيلي به ق ُب�ه داخل شده ، هر دوي ايشان را يعني آن مرد اسرائيلي و زن را به شكمش فرو برد ، و وبا از بني اسرائيل رفع شد.
9 و آناني كه از وبا مردند ، بيست و جهار هزار نفر بودند.
125