جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 84
87
کردند، وارد او بر اتهاماتی مشایخ و کاهنان سران که هنگامی
«نمیشنوی پرسید: او از س ت ُ پیال پس 13 نگفت. پاســخ هیچ
به حتی عیسی ا ام ّ 14 میدهند؟» شهادت تو علیه چیزها چقدر
شد. متعجب بسیار والی که آنگونه نداد، پاسخ هم اتهام یک
به را زندانی یک عید هنگام که بود این بر رسم را والی 15
نام به معروفی زندانی زمان آن در 16 سازد. آزاد مردم انتخاب
آمدند، گرد مردم که هنگامی پس 17 بــود. حبس در باراباس
آزاد برایتان میخواهید را کسی «چه پرسید: آنها از س ت ُ پیال
آن از را این 18 را؟» مسیح به معروف عیسای یا را باراباس کنم،
کردهاند. تسلیم او به حسد از را عیسی میدانست که گفت رو
همسرش بود، نشسته داوری مسند بر س ت ُ پیال که هنگامی 19
مرد این با را «تو که: مضمون بدین فرستاد، او برای پیغامی
مرا که دیدم او دربارۀ خوابی امروز زیرا نباشد، کاری بیگناه
ترغیب را قوم مشایخ، و کاهنان سران ا ام ّ 20 داد». رنج بسیار
پس 21 بخواهند. را عیســی مرگ و باراباس آزادی تا کردند
کنم؟» آزاد برایتان را دو این از «کدامیک پرسید: والی چون
عیسای با «پس پرسید: س ت ُ پیال 22 را». «باراباس دادند: پاسخ
کن!» صلیبش «بر گفتند: همگی کنم؟» چه مسیح به معروف
بلندتر آنها ا ام ّ است؟» کرده بدی چه «چرا؟ پرسید: س ت ُ پیال 23
کن!» صلیبش «بر برآوردند: فریاد
بیم حتی و است بیهوده کوشــش که دید س ت ُ پیال چون 24
مردم برابر در را خود دستهای و خواست آب میرود، شورش
دانید!» خود هستم. ری ب َ مرد این خون از «من گفت: و شست
فرزندان و ما گردن بر او «خون گفتند: پاسخ در همه مردم 25
عیسی و کرد آزاد برایشان را باراباس س، ت ُ پیال آنگاه 26 باد!» ما
شند. ک ِ صلیبش بر تا سپرد زده، تازیانه را
عیسی استهزای
27
و بردند والی کاخ
صحن به را عیسی س، ت ُ پیال سربازان
28
عریان را عیسی آنان شدند. جمع او گرد سربازان گروه همۀ
بافتند خار از تاجی و 29 پوشاندند او بر ارغوانی خرقهای کرده،