جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 82
85
پیشگوییهای تا داد رخ همه این ا ام ّ 56 نگرفتید. مرا و میدادم
گریختند. کرده، ترکش شاگردان همۀ آنگاه یابد». تحقق پیامبران
یهود شورای حضور در محاکمه
کاهن قیافا، نزد را او بودند، کرده گرفتار را عیسی که آنها 57
ا ام ّ 58 بودند. جمع مشــایخ و دین علمای آنجا در بردند. اعظم
اعظم کاهن خانۀ حیاط به تا رفت عیسی پی از دورادور پطرس
را کار م ِ سرانجا تا بنشست نگهبانان با و شد داخل پس رسید.
شهادت یافتن پی در شورا اهل تمامی و کاهنان سران 59 ببیند.
شاهدان هرچند ا ام ّ 60 بکشند؛ را او تا بودند عیسی علیه دروغ
سرانجام نشد. یافت چیزی چنین آمدند، پیش بسیاری دروغین
میتوانم “من است، گفته مرد «این گفتند: 61 آمده پیش نفر دو
بسازم»”. نو از را آن روز ســه ظرف و کنم ویران را خدا معبد
«هیچ گفت: عیسی به خطاب و برخاست اعظم کاهن آنگاه 62
میدهند؟» شهادت تو علیه که چیست این نمیگویی؟ پاسخ
«به گفت: او به اعظم کاهن ماند. خاموش همچنان عیسی ا ام ّ 63
پسر مسیح، تو آیا بگویی ما به که میدهم سوگندت زنده خدای
و میگویی! چنین خود «تو داد: پاسخ عیسی 64 هستی؟» خدا
به که دید خواهید را انسان پسر پس این از که میگویم شما به
آنگاه 65 میآید». آسمان ابرهای بر نشسته، قدرت راست دست
دیگر گفت! «کفر گفت: و زد چاک را خود گریبان اعظم کاهن
شما حکم 66 شنیدید، را او کفر که حال است؟ شاهد به نیاز چه
بر آنگاه 67 اســت!» مرگ «سزای ش گفتند: پاسخ در چیست؟»
عیسی صورت
سیلی او به نیز بعضی زدند. را او انداخته، دهان آب
زد؟» را تو کسی چه بگو و کن ت نبو
مسیح، «ای میگفتند: 68 زده،
پطرس انکار
خادمهای که بود نشسته حیاط در خانه، بیرون پطرس ا ام ّ و 69
او ا ام ّ 70 بودی!» جلیلی عیســای با هم «تو گفت: و آمد او نزد
میگویی!» چه «نمیدانم گفــت: و کرد انکار همه حضور در
دیگر خادمهای آنجا در رفت. خانه سرسرای سوی به سپس 71