10: 2 – 19: 1 مکاشفه
633 پس این از آنچه و هست اکنون آنچه و ، دیدهای آنچه پس « 19 راست دست در که ستاره هفت آن راز 20. بنویس را همه ، شد خواهد ،
ستاره هفت آن: است این طلا چراغدان هفت آن راز و دیدی من.
کلیسا هفت همان ، چراغدان هفت آن و ، کلیسایند هفت
فرشتگان س اَفِسُ کلیسای به مسیح
پیام: بنویس س اَفِسُ کلیسای فرشتۀ به
« میان در و دارد راست دست در را ستاره هفت که آن « تو
اعمال
2 2: میگوید چنین ، میزند گام طلا چراغدان هفت که
میدانم. آگاهم تو پایداری و سختکوشی از و میدانم را رسول را خود که را کسانی و کرد نمیتوانی ل تحمّ را
شریران
. یافتهای دروغگو را آنان و آزمودهای ، نیستند و میخوانند سختیها من نام پاس به و دادهای نشان استقامت که میدانم 3
. نشدهای خسته و کردهای ل تحمّ را خود نخستینِ محبتِ که دارم تو بر را ایراد این امّا
« 4
سپ. کردهای سقوط کجا از که آر یاد به 5. گذاشتهای فرو. میآوردی جا به آغاز در که آور جا به را اعمالی و کن توبه آنجا
از را چراغدانت و آمد خواهم خود ، نکنی توبه اگر چه کارهای از که داری را سن حُ این ولی 6. برمیگیرم هست
که. بیزارم نیز من که آنگونه ، بیزاری نیکولاییان
. میگوید چه کلیساها به روح که بشنود دارد گوش که آن « 7 را حیات درخت از خوردن نعمت او به ، آید غالب که
هر. خداست فردوس در که بخشید
خواهم اِسمیرنا
کلیسای به مسیح
پیام: بنویس اِسمیرنا کلیسای فرشتۀ به
« 8 از 9: میگوید چنین ، شد زنده و مُرد که آخر آن و ل اوّ آن « تهمتهای
از! ثروتمندی همه این با ، آگاهم تو فقر و سختیها کنیسۀ
بلکه ، نیستند و میخوانند یهود را خود که آنان ناروای باخبر
. مترس ، کشید خواهی که رنجی از 10. باخبرم ، شیطانند آزموده تا افکند خواهد زندان به را شما از برخی ابلیس که
باش