جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Seite 629
همۀ و
آمین. بود. خواهد چنین آری
که آن نَم م َ ‘ی’؛ نَم م َ و ‘الف’ نَم «م
میگوید: خدا خداوندْ 8
مطلق». قادر آن میآید، و بود و هست
یوحنا به عیسی شدن ظاهر
در و پادشاهی در و رنجها در که شما، برادر یوحنا، من 9
بهخاطر شریکم، شما با ماست، آن از عیسی در که استقامتی
در 10 بودم. پاتموس جزیرۀ در * عیسی، شهادت و خدا کالم
از شیپور بانگ چون بلند صدایی و شدم روح در خداوند، روز
طوماری بر میبینی که را «آنچه میگفت: که 11 شنیدم سر پشت
تیاتیرا، پِرگاموم، اِسمیرنا، س، س ُ اَفِ کلیسای هفت به و بنویس
بفرست». الئودیکیه و لفیه فیالد
س، سارد
است صدایی چه آن ببینم تا برگردانیدم عقب به رو پس 12
چراغدان هفت برگشتم، چون و میگوید؛ ســخن من با که
‘پسر به که دیدم را یکی چراغدانها آن میان در و 13 دیدم، طال
ین زر
شالی و داشت تن بر بلند ردایی او میمانست. انسان’
سفیدی به بود، سفید پشم چون مویش و سر 14 سینه. گرد بر
چون چشــمانش و برف،
چون پاهایش 15 بود. مشتعل آتش
سیالبهای ش غر
به
صدایش
و
گداخته، کوره در بود تافته برنج
داشت ستاره هفت راستش دست در و 16 میمانست. خروشان
چهرهاش و میآمد، بیرون دم دو و ان ر ّ ب ُ شمشیری دهانش از و
کاملش. درخشش در بود خورشید چونان
او ا ام ّ افتادم. پاهایش پیش مرده همچون دیدم را او چون 17
من و لم او ّ من مدار، «بیم گفت: و نهاد من بر را راستش دست
که ببین اینک ا ام ّ بودم، مرده اوست. زنده که آن من و 18 آخر؛
من دست در مردگان جهان
و مرگ کلیدهای و جاویدم زندۀ
است.