22- 13: 2 پطرس دوم
605
. ندارند شناختی هیچ آن از که میورزند اهانت اموری در غرایز تابع تنها که شعورند از عاری وحوش همچون آنان پس
. گردند هلاک و افتند دام به تا شدهاند زاده و خویشند که
بدی آن سزای در و 13 شد خواهند هلاک نیز وحوش بسان روز
در عشرت و عیش اینان تفریح. دید خواهند بد ، کردهاند شرکت
هنگام به حتی که هستند ننگی لکههای. است روشن خویش
فریبندۀ لذات در شدن غرقه از ، شما با ضیافت در کردن
گناه از که زنا از پر دارند چشمانی 14. برنمیکشند دست
رد و میکنند اغوا را سستمایگان ، ملعونان این. نمیشود سیر با
و گفته ترک را راست راهِ 15! چیرهدستند بسی طمعورزی دوست
را ناراستی مزد که * بِعور بن بَلعام راه گرفتن پیش در بدکرداریاش
سبب به بَلعام امّا 16. گشتهاند گمراه ، میداشت سخن
انسان همانند بیزبان حیوان. شد توبیخ الاغی زبان از.
زد لگام نبی دیوانگی بر و گفت بخارهایی
و بیآب چشمههایی ، دروغین معلّمان این
17 زیرا 18. است مقرر برایشان مطلق تاریکی که تندبادند از
رانده تمایلات
از بهرهجویی با و میگویند باطل و تکبّرآمیز سخنان گمراهان
چنگ از بهتازگی که را کسانی ، شهوتانگیزی و
نَفْس
لاح ، میدهند آزادی وعدۀ بدیشان 19. میکنند اغوا ، رستهاند او
بر که است چیز آن هر بندۀ آدمی ، چه ؛ فسادند بندۀ خود آنکه نجاتدهندۀ
و خداوند شناخت با که آنان زیرا 20. است مسلط و
گرفتار بدان باز اگر ، ستند رَ دنیا فساد از ، مسیح عیسی ما آن
بهتر 21. بود خواهد آغاز از بدتر سرانجامشان ، آیند مغلوب از
پس اینکه تا ، نمیشناختند را پارسایی راه ، آغاز از که میبود. برتابند روی ، شد سپرده بدیشان که سی مقدّ حکم از ،
شناختن
: که راستیناند مَثَلِ این مصداق آنان پس 22 «، بازمیگردد خود قی به سگ
« و
.« گِل در غلتیدن به ، شده شسته خوکِ
«.”
بُصور“ یا” بِعور“ 15: 2