جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 60

18​- ​3: 20 مَتّی
63 خود
تاکستان به را ایشان سپس. بپردازد یک هر به تاکستان را
عدهای و رفت بیرون دوباره * م سوّ‏ ساعت نزدیک 3. فرستاد هم
شما“: گفت نیز آنان به 4. دید ایستاده بیکار شهر میدان در.”
داد خواهم شما به شماست حق آنچه و بروید من تاکستان به رفت
بیرون نهم و ششم ساعت نزدیک باز. رفتند نیز آنها پس 5 باز
و رفت بیرون نیز یازدهم ساعت حدود در 6. کرد چنین و تمام
چرا“: پرسید آنان از. دید ایستاده بیکار را دیگر تن چند هیچکس
چون“: دادند پاسخ 7 ؟”‏ ایستادهاید بیکار اینجا در روز من
تاکستان به نیز شما“: گفت آنان به.” نگرفت مزد به را ما مباشر
به تاکستان صاحب ، غروب هنگام 8.” کنید کار و بروید به
تا کرده شروع آخرین از و خوان فرا را کارگران“: گفت خود یازدهم
ساعت حدود در که کارگرانی 9.” بده را مزدشان ، لین اوّ‏ نوبت
چون 10. گرفتند دینار یک کدام هر ، بودند آمده کار سرِ‏ به که
کردند گمان ، بودند آمده همه از پیش که رسید کسانی به دینار
یک نیز آنان از یک هر امّا. گرفت خواهند دیگران از بیش شکایت
به لب ، گرفتند را خود مزد چون 11. کردند دریافت یک
فقط آمدند آخر که اینان“ 12: گفتند باغ صاحب به ، گشوده آفتاب
زیر روز تمام که ما با را آنان تو و کردند کار ساعت آنان
از یکی به رو او 13!” ساختی برابر ، کشیدیم زحمت سوزان ما
قرار مگر. نکردهام ظلمی تو به من ، دوست ای“: گفت و کرد به
میخواهم من! برو و بگیر را خود حق پس 14 ؟ نبود دینار یک آنچه خود پول با ندارم حق آیا 15. دهم مزد تو مانند آخری
این
، پس 16 ؟”‏ نداری مرا سخاوت دیدن چشم آیا ؟ بکنم میخواهم!« آخرین لینها اوّ‏ و شد خواهند لین اوّ‏
آخرینها خود
رستاخیز و مرگ دربارۀ عیسی پیشگویی مین
سوّ‏ دوازده ، راه در ، میرفت اورشلیم سوی به عیسی که هنگامی 17 اورشلیم
به اینک « 18: گفت ایشان به و برد کناری به را خود شاگرد دین علمای و کاهنان سران به را انسان پسر آنجا در.
میرویم
. است صبح نُه ساعت مقصود 3: 20