62
2: 20 – 20: 19
مَتّی احکام این همۀ «: گفت جوان آن 20.”« نما محبت
خویشتن
: داد پاسخ عیسی 21 ؟« دارم کم چه دیگر ؛ آوردهام جای به را به و بفروش داری آنچه و برو ، شوی کامل میخواهی اگر « از
و بیا آنگاه. داشت خواهی گنج آسمان در که بده فقیران و
شد اندوهگین ، شنید را این چون جوان 22.« کن پیروی من. داشت بسیار ثروت زیرا ، رفت آنجا
از
، میگویم شما به ، آمین «: گفت خود شاگردان به عیسی آنگاه 23 باز 24. است دشوار بس آسمان پادشاهی به ثروتمندان یافتن راه از
است آسانتر سوزن سوراخ از شتر گذشتن که میکنم تأکید شنیدن
با شاگردان 25.« خدا پادشاهی به ثروتمند شخص راهیابی کسی
چه پس «: پرسیدند و شدند شگفتزده بسیار مطلب این این
«: گفت و دوخت چشم بدیشان عیسی 26 ؟« یابد نجات میتواند.«
است ممکن چیز همه خدا برای امّا ، است ناممکن انسان برای پیروی تو از و گفتهایم ترک را چیز همه ما اینک «: گفت پطرس 27
: گفت ایشان به عیسی 28 ؟« شد خواهد ما نصیب چیزی چه. میکنیم بر انسان پسر که هنگامی ، نوین جهان در ، میگویم شما به ، آمین
«
، کردهاید پیروی من از که نیز شما ، بنشیند خود شکوهمند تخت * داوری اسرائیل قبیلۀ دوازده بر و نشست خواهید تخت دوازده بر یا
خواهر یا برادر یا خانه من نام بهخاطر که هر و 29. کرد خواهید برابر
صد ، باشد کرده ترک را خود املاک یا فرزند یا مادر یا پدر امّا 30. آورد خواهد دست به را جاویدان حیات و یافت خواهد!
لین اوّ آخرینها و ، شد خواهند آخرین هستند لین اوّ که
بسیاری تاکستان
کارگران
حکایت صبح که میماند را باغی صاحب آسمان پادشاهی زیرا « مزد
به کارگرانی خود تاکستان برای تا رفت بیرون 20زود در کار بابت * دینار یک روزی که کرد توافق آنان با او 2.
بگیرد.” حکومت“ یا 28:
19 همچنین ؛ ساده کارگری روز یک دستمزد معادل بود سکهای” دینار“ 2:
20. باب بقیۀ
در