582 25-
13: 1 یعقوب
نامۀ مرا که خداست «: نگوید ، میشود وسوسه چون هیچکس 13
و ، نمیشود وسوسه بدی هیچ با خدا زیرا ،« میکند وسوسه وسوسه
کسی که هنگامی 14. نمیکند وسوسه نیز را کسی دام
به و میفریبد را او که اوست خودِ نَفْس هوای ، میشود گناه و میزاید گناه ، شود آبستن که نَفْس هوای 15.
میافکند
. میآورد بار به مرگ ، رسد ثمر به چون نیز و نیکو بخشش هر 17! مشوید فریفته ، من عزیز
برادرانِ
16
در
که نورها پدر از شده نازل ، بالاست از کامل عطای هر چنین
او 18. دگرگونی از ناشی سایۀ نه و است تغییری نه او نوبرِ همچون تا کند تولید حق کلام با را ما که فرمود
اراده
. باشیم او آفریدههای آوردن
جای به و
شنیدن شنیدنْ در باید کس هر: کنید توجه ، من عزیز برادران
19 آدمی
خشمِ زیرا 20! آهسته خشمْ در و کُند گفتنْ در ، باشد تند پلیدی
گونه هر پس 21 *. نمیآورد بار به را خدا مطلوب پارسایی کلامی
، حلم با و کنید دور خود از را * بدخواهی فزونی هر و نجات
را شما جانهای میتواند و شده نشانده شما در که را.
بپذیرید ، بخشد را
خود ؛ آن شنوندۀ فقط نه ، باشید کلام بهجایآورندۀ 22 آن
به امّا میشنود را کلام که کس هر زیرا 23! مدهید فریب مینگرد خود چهرۀ به آینه در که مانَد کسی به ، نمیکند
عمل
زا ، میشود دور آن برابر از تا امّا ، میبیند آن در را خود و 24 به
که آن امّا 25. است داشته سیمایی چگونه که میبرد یاد آن
، دوخته چشم است آزادی شریعت که کامل شریعتِ بلکه
نیست فراموشکار شنوندۀ و ، نمیدارد دور نظر از را خواهد
خجسته خویش عمل در او ، است بهجایآورنده. بود
.» نمیانجامد الهی عدل به انسان خشم « : یا 20: 1.” بدخواهی از اثری هر“: یا 21:
1