6: 5 – 13: 4 عبرانیان 559 هیچ 13. است دل نیّتهای و افکار سنجشگر و ، میکند جدا نیز
را در
چیز همه بلکه ، نیست پنهان خدا نظر از آفرینش تمام در چیز.
است آشکار و عریان ، اوست با ما حساب که او چشمان
برابر ما
اعظمِ کاهن ،
عیسی آسمانها از که داریم والامقام اعظمی کاهن چون پس
14 خود
اعتراف بیایید ، خدا پسر عیسی یعنی * ، است درگذشته که
نیست چنان ما اعظم کاهن زیرا 15. داریم نگاه استوار را از
که است کسی بلکه ، کند همدردی ما ضعفهای با نتواند گناه
اینکه بدون ، است شده وسوسه ما همچون حیث هر رحمت
تا شویم نزدیک فیض تخت به * آزادانه پس 16. کند. دهد یاریمان نیاز هنگام به که کنیم حاصل را فیضی و
بیابیم
5
به
و میشود انتخاب آدمیان میان از اعظم کاهن هر تا
میگردد منصوب الهی امور در آدمیان نمایندگیِ با
میتواند او 2. کند تقدیم گناهان جهت به قربانیها و هدایا زیرا
، کند رفتار نرمی به ، میروند خطا راه به ناآگاهانه که آنان برای
تنها نه باید ، رو همین از 3. است ضعف دارای نیز خود.
کند تقدیم قربانی نیز خود گناهان برای بلکه ، مردم گناهان بلکه ، نمیسازد خویش آنِ از را افتخار این خودْ هیچکس 4 همانند
را او خدا که میشود شخص نصیب زمانی افتخار این از
را اعظم کهانتِ جلال خودْ نیز مسیح 5. خواند فرا هارون کرد دریافت کسی همان از را آن بلکه ، نساخت خویش
آنِ:
گفت او به که ؛ هستی من پسر تو
«.« ساختهام مولود را تو من ،
امروز
: میگوید دیگر جای در و 6 ، هستی کاهن جاودانه تو «.«
ق دِ مِلْکیصِ رتبۀ
در
.» است رفته آسمان به « : یا 14: 4.” شهامت با“ یا و” اطمینان با“ : یا 16: 4