25- 15: 1 فیلیمون
551 اندک
رو همین از که بسا چه 15. اجبار به نه ، باشد میل روی از دیگر
امّا 16 ، بازگردد نزدت همیشه برای تا شد جدا تو از زمانی بس
مرا او. عزیز برادری چون ، آن از بالاتر بلکه ، غلام چون نه مقام
در خواه ، است عزیزتر مراتب به را تو امّا ، است عزیز.
خداوند در برادری مقام در خواه و انسان یک که بپذیر همانگونه را او ، میدانی خود رفیق مرا اگر پس
17 بدهکار
تو به چیزی یا ، کرده تو به خطایی اگر 18. میپذیری مرا خود
دست به ، پولس ، من 19. بگذار من حساب به را آن ، است نمیبینم
نیازی البته- کرد خواهم جبران را آن که مینویسم ،
برادر ای آری 20. مدیونی من به نیز را خود جان تو که بگویم در
مرا جان پس ؛ برسد من به تو از نفعی خداوند در دارم آرزو اطمینان تو اطاعت از چون مینویسم را این 21. ساز تازه
مسیح
. کرد خواهی ، میگویم آنچه از بیش حتی میدانم و دارم سبب به دارم امید زیرا ، کن مهیا برایم نیز اتاقی ، ضمن در
22.
شوم بخشیده شما به دعاهایتان سلام
را تو ، عیسی مسیحْ در من همزندان ، اِپافْراس 23 ، آریستارخوس ، مَرقُس ، همکارانم همچنین 24. میفرستد
. میگویند سلام را تو لوقا و دیماس. باد شما روح با مسیح عیسی خداوندْ فیض
25