472
1: 3 – 13: 2 لاطیان
غَ که
چرا ، کرد جدا را خود و کشید پس پا ، آمدند آنها که همین ریاکاری
این در نیز یهودیان سایر 13. داشت بیم ختنه اهل از ریاکاری
اثر در نیز برنابا حتی که گونهای به ، پیوستند او به.
شد در به راه از آنان استوار
، انجیل حقیقتِ راستای در آنان دیدم چون من امّا 14 اینکه
با ، تو اگر «: گفتم را پطرس همه حضور در ، نمیزنند گام چون
نه میکنی زندگی غیریهودیان همچون ، هستی یهودی از
که میداری وا را غیریهودیان که است چگونه ، یهودیان ؟«
کنند پیروی یهودیان رسوم
،’ گناهکار غیریهودی‘ اصطلاح به نه و یهودیزادهایم که ما 15 عیسی به ایمان با بلکه ، شریعت اعمال با نه انسان که میدانیم
16 عیسی
مسیحْ به نیز خود ما پس. میشود شمرده پارسا مسیح با
نه و شویم شمرده پارسا مسیح به ایمان با تا آوردیم ایمان شریعت اعمال انجام راه از بشری هیچ زیرا ، شریعت
اعمال
. نمیشود شمرده پارسا واسطۀ به شدن شمرده پارسا پی در که حالی در اگر امّا 17 معنی
بدان این آیا ، گناهکاریم که شود معلوم ، هستیم مسیح اگر
زیرا 18! روی هیچ به ؟ است گناه خادم مسیح که است صورت
آن در ، کنم بنا نو از کردم ویران خود که را آنچه واسطۀ
به من زیرا 19. نافرمانم شریعت به که میدهم نشان زیست
خدا برای تا مُردم شریعت به نسبت ، شریعت خودِ زندگی
که نیستم من دیگر و ، شدهام صلیب بر مسیح با 20. کنم این
و ؛ میکند زندگی من در که است مسیح بلکه ، میکنم خداست
پسر به ایمان با ، میکنم جسم در اکنون که زندگی فیض 21. داد من بهخاطر را خود جان و کرد محبت مرا که به
شریعت راه از پارسایی اگر زیرا ، نمیشمارم باطل را
خدا. مرد بیهوده مسیح پس ، میآمد دست
3
؟
شریعت اعمال یا
ایمان ؟
است کرده افسون را شما کسی چه ، نادان لاطیان غَ ای بهروشنی
مسیح عیسی شما خود چشمان برابر در زیرا