4: 13 – 16: 12 قرنتیان دوم 465 خواهم
خرج شما جانهای راه در دارم چه هر بسیار شادی با من شما
من اگر. داشت نخواهم دریغ نیز را خود جان حتی و کرد ؟ بدارید دوست کمتر مرا باید شما آیا ، میدارم دوست بیشتر
را
، نبودهام باری شما دوش بر خود که بپذیرید اگر حتی امّا 16 شما از نحوی به باید ، هستم مکّار شخصی چون میگویید
لابد فرستادم
نزدتان که آنان واسطۀ به آیا 17. باشم کرده بهرهبرداری نزد
که داشتم آن بر را تیتوس من 18 ؟ کردم سوءاستفاده شما از از
تیتوس آیا. فرستادم همراهش نیز را برادرمان و بیاید شما نکردیم
رفتار شیوه همین به نیز ما آیا ؟ کرد سوءاستفاده شما ؟
نگرفتیم پیش در را ویّه رَ همین و برابر در میکوشیم که بودهاید تصور این بر اینجا تا آیا 19 کسانی
همچون و خدا حضور در ما ؟ کنیم دفاع خود از شما
، عزیزان ای ، میکنیم هرآنچه و ، مسیحاند در که میگوییم سخن شما و بیایم نزدتان که دارم آن بیم زیرا 20. شماست بنای
برای انتظار
چنانکه مرا نیز شما و ، نبینم ، دارم انتظار که آنگونه را ،
خشم ، حسد ، جدال شما میان در که دارم آن بیم. نبینید ، دارید بیم
نیز و 21. ببینم بینظمی و غرور ، غیبت ، افترا ، خودخواهی شما
حضور در مرا دیگر بار خدا ، آیم شما نزد چون که دارم آن از
و کرده گناه گذشته در که برخی بهخاطر من و سازد
فروتن
. شوم اندوهگین ، نکردهاند توبه خود عیاشی و بیعفتی ، ناپاکی هشدارها
آخرین به
«. میآیم دیدارتان به که است بار مین سوّ این خواهد
ثابت سخنی هر ، شاهد سه یا دو 13گواهیِ مرتکب
گذشته در که را کسانی ، خود م دوّ دیدار در من 2.« شد اکنون و دادم هشدار را دیگر کس هر نیز و ، بودند شده
گناه
، بیایم نزدتان وقتی که میدهم هشدار باز خود غیاب در نیز میخواهید ت حجّ شما زیرا 3. گرفت نخواهم آسان کسی
بر ضعیف
شما قبال در او. میگوید سخن من در مسیح اینکه بر ضعف
در هرچند زیرا 4. تواناست شما میان در بلکه ،
نیست ، همینسان به. میکند زیست خدا قدرت به امّا ، شد صلیب بر