9: 13 – 44: 12 مَتّی 43 امّا
.” بازمیگردم ، آمدم آن از که خانهای به“ میگوید پس 44 ، مییابد آراسته و فته رُ و خالی را خانه و میرسد آنجا به چون همگی
و میآورد نیز را خود از بدتر روح هفت و میرود 45
، نتیجه در. میگزینند سکونت آنجا در و میشوند داخل عاقبت. میشود او نخست حالت از بدتر شخص آن
سرانجام.« بود خواهد چنین نیز شریر نسل
این عیسی
برادران و
مادر و مادر ، میگفت سخن مردم با عیسی که حال همان در 46 گفتگو
وی با میخواستند و بودند ایستاده بیرون برادرانش بیرون
برادرانت و مادر «: که داد خبر او به شخصی پس 47. کنند مادر
«: داد پاسخ 48.« کنند گفتگو تو با میخواهند و ایستادهاند دست
با سپس 49 ؟« هستند کسانی چه برادرانم و ؟ کیست من و
مادر اینانند «: گفت و کرد اشاره شاگردانش سوی به خود به است آسمان در که مرا پدر ارادۀ که هر زیرا 50! من
برادران.« است من مادر و خواهر و برادر ، د رَ آوَ
جای برزگر
مَثَل دریا
کنار و آمد بیرون خانه از عیسی ، روز همان احاطه
را او بزرگی جماعت چنان امّا
13 2
. بنشست در
مردم که حالی در ، بنشست و شد قایقی سوار که کردند برایشان
مَثَلها با چیزها بسیار سپس 3. بودند ایستاده ساحل.
رفت بیرون بذرافشانی برای برزگری روزی «: گفت. کرد بیان و آمدند پرندگان و افتاد راه در برخی ، میپاشید بذر چون 4 خاک که افتاد سنگلاخ زمین بر دیگر برخی 5. خوردند را
آنها
. بود کمعمق خاک که چرا ، شد سبز زود پس ؛ نداشت چندانی ، نداشت ریشه چون و بسوخت ، برآمد خورشید چون امّا 6 آنها
، کرده نمو خارها و ، افتاد خارها میان برخی 7. خشکید:
آورد بار و افتاد نیکو زمین بر بذرها بقیۀ امّا 8. کرد خفه را گوش که هر 9. سی بعضی و شصت بعضی ، برابر صد
بعضی.« بشنود ،
دارد