382 5: 5 – 17: 4
رومیان چنانکه 17. ماست همۀ پدر که ، ابراهیماند ایمانِ پیروِ که نیز
و.« گردانیدهام بسیار قومهای پدر را تو «: است شده نوشته ایمان
او به ابراهیم که خدایی ، هست نیز چنین خدا نظر در هستی
به را نیستیها و میکند زنده را مردگان که او ، آورد
. میخواند فرا ایمان امیدوارانه ابراهیم ، نبود امید برای جایی هیچ اینکه با
18 بود
شده گفته او به چنانکه ، گردد بسیار قومهای پدر تا آورد سست
خود ایمان در او 19.« بود خواهد چنین تو نسل « که صد
حدود زیرا * ، کرد نظر خویش مردۀ بدن بر که آنگاه ، نشد از
خدا وعدۀ به او امّا 20. بود مرده نیز سارا م حِ رَ و داشت سال تجلیل
را خدا ، شده استوار ایمانْ در بلکه ، نکرد شک بیایمانی وفا
خود وعدۀ به است قادر خدا که داشت یقین او 21. نمود این
و 23.« شد شمرده پارسایی او برای « ، سبب همین به 22. کند بلکه 24 نشد نوشته او حق در تنها «، شد شمرده او برای « عبارتِ به
داریم ایمان که ما ، شود شمرده نیز ما برای تا ، نیز ما حق در خاطر
به او 25. برخیزانید مردگان از را عیسی خداوندمان که او ،
ما * شدنِ شمرده پارسا جهت به و گردید مرگ تسلیم ما گناهان.
شد برخیزانیده مردگان
از خدا و انسان میان
صلح
5
واسطۀ
به ، شدهایم شمرده پارسا ایمانْ راه از چون پس.
برخورداریم خدا با صلح از مسیح عیسی خداوندمان که
یافتهایم دسترسی فیضی به ، ایمان راه از و ، او توسط ما 2 خدا جلال در شدن سهیم امید به و ، استواریم آن در
اکنون ، میکنیم فخر نیز سختیها در بلکه ، این تنها نه 3. میکنیم * فخر ، بردباری و 4 میآورد بار به بردباری سختیها که میدانیم زیرا
و 5 ؛ میگردد امید سبب شخصیت و ، میسازد را شخصیت «. نکرد نظر خویش مردۀ بدن بر و نشد سست خود ایمان در او «: یا 19:
4.» شدن پارسا «: یا 25:
4. 11 و 3 آیات در همچنین ”؛ شادی“ یا 2:
5