368 41-
28: 27 رسولان
اعمال و
زدند اندازه را آب عمق پس 28. میشوند نزدیک خشکی به آب
عمق بار دیگر ، بعد کمی. است * قامت بیست که دریافتند میترسیدند
چون و 29. است قامت پانزده دیدند و سنجیدند را
، انداختند کشتی عقب از لنگر چهار ، کنیم برخورد صخرهها به فرار قصد به ملوانان 30. شود روز زودتر چه هر میکردند دعا
و که
بهانه این به ، انداختند دریا به را نجات زورقِ ، کشتی از پولس 31. بیندازند دریا به کشتی سینۀ از لنگر چند میخواهند ،
نمانند کشتی در مردان این اگر «: گفت سربازان و افسر به نگهدارندۀ
طنابهای سربازان پس 32.« یابید نجات نمیتوانید.
کردند رها را زورق و بریدند را نجات زورقِ که کرد ترغیب را همه پولس ، آفتاب طلوع از پیش کمی 33 انتظار
در که است روز چهارده امروز «: گفت. بخورند چیزی استدعا
پس 34. ماندهاید بیغذا ، نخورده چیزی و بردهاید سر به
. نیازمندید بدان ماندن زنده برای که چرا ، بخورید غذایی میکنم را این چون 35.« شد نخواهد کم شما از هیچیک سر از مویی را
نان و کرد شکر را خدا همه مقابلِ در و برگرفت نان ، گفت و
شدند دلگرم همه پس 36. شد خوردن مشغول ، نموده پاره شش
و هفتاد و دویست ، کشتی در جملگی 37. خوردند غذا و ریختند دریا به را غَله بقیۀ ، شدند سیر وقتی 38. بودیم
تن.
کردند سبک را کشتی کوچک
خلیجی امّا ، نشناختند را خشکی ، شد روز چون 39 امکان
صورت در که شدند آن بر پس. دیدند شنی ساحل با و
بریدند را لنگرها بند 40. بنشانند گِل به آنجا در را کشتی را
سکان نگهدارندۀ طنابهای و کردند رها دریا در را آنها بالا
باد مسیر در را کشتی سینۀ بادبانِ ، سپس. کردند باز نیز از
یکی به کشتی امّا 41. رفتند پیش ساحل سوی به و کشیدند کشتی
سینۀ. نشست گِل به و برخورد آب زیر برآمدگیهای ضربات
اثر در آن عقب قسمت امّا ، ماند بیحرکت و
ثابت. شکست درهم امواج
. متر ۲ حدود ؛ است دست دو هر درازای معادل” قامت“ هر 28: 27