جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 350

5: ‏​‏‎22‎ – ​34: 21 رسولان اعمال 353 از
که فرمانده. میزد فریاد چیزی کس هر جمعیت میان از 34 را
پولس داد دستور ، دریابد را امر حقیقت نتوانست هیاهو زیادی سربازان
، رسید قلعه پلههای نزدیک پولس چون 35. ببرند قلعه به حمل
دستهایشان بر را او شدند مجبور جمعیت خشونتِ‏ فرط از
»! بکشیدش «: میکرد فریاد ، میآمد آنها پی از که جمعیتی 36. کنند میگوید
سخن مردم با
پولس فرمانده به که بودند نبرده قلعه درون به را پولس هنوز
37 ؟«‏
بگویم شما به چیزی میدهید اجازه «: گفت مصری
همان تو مگر 38 ؟ میدانی یونانی تو «: گفت فرمانده آدمکش
هزار چهار و کرد پا بر شورشی پیش چندی که نیستی ؟«‏ برد بیابان به خود با
را
، کیلیکیهام تارسوسِ‏ از یهودی مردی من «: داد پاسخ پولس 39 مردم با دهید اجازه دارم تمنا. نیست نشان و بینام که
شهری.«
بگویم سخن را خود دست و ایستاد پلهها بر پولس ، داد اجازه چون 40 به
، شد برقرار کامل سکوت وقتی. کرد دراز مردم سوی به:
گفت چنین آنها به عبرانیان زبان به
اکنون که من دفاعیۀ به ، پدران ای و برادران ای «.«

دهید فرا گوش ، میرسانم ‎22‎عرضتان ، میکند خطاب عبرانیان زبان به را ایشان که شنیدند چون 2.

شدند خاموشتر تارسوسِ‏
متولّد ، یهودیام مردی من « 3: گفت پولس آنگاه اجدادی
شریعت. یافتهام پرورش شهر این در امّا. کیلیکیه خدا
برای و گرفتم فرا گامالائیل محضر در ، کمال به را خود این
پیروان من 4. هستید امروز شما همگی چنانکه ، بودم غیور مرد از را آنان و میرساندم آزار مرگ سرحد تا را’ طریقت
‘ همۀ و اعظم کاهن 5. میافکندم زندان به ، کرده گرفتار زن و نامههایی
ایشان از زیرا ، گواهند امر این بر یهود شورای اعضای این
و بروم آنجا به تا گرفتم دمشق در برادرانشان به خطاب.
بیاورم اورشلیم به مجازات برای ، نهاده بند در را مردمان