26- 13: 17 یوحنا
279
، نشد هلاک ایشان از هیچیک. نمودم محافظت ، بخشیدهای امّا 13. پیوندد حقیقت به س مقدّ کتب گفتۀ تا ، هلاکت فرزند جز هنوز
که میگویم زمانی را سخنان این و ، میآیم تو نزد حال من 14. باشند داشته کمال به خود در مرا شادی تا ، جهانم در زیرا
، داشت نفرت ایشان از دنیا امّا ، دادم ایشان به را تو کلام من
درخواست 15. ندارم تعلّق من چنانکه ، ندارند تعلّق دنیا به آن
از میخواهم بلکه ، ببری دنیا این از را آنها که نیست این چنانکه
، ندارند تعلّق دنیا این به آنها 16. کنی حفظشان رور شَ کلام * ؛ کن تقدیس حقیقت در را آنان 17. ندارم تعلّق نیز من
، فرستادی جهان به مرا تو که همانگونه 18. است حقیقت تو بهخاطر را خویشتن من 19. فرستادهام جهان به را آنان نیز
من
. شوند تقدیس حقیقت به نیز ایشان تا ، میکنم تقدیس ایشان پیروانش
همۀ برای عیسی
دعای برای همچنین بلکه ، نیست آنها برای تنها من درخواست « 20 ، آورد خواهند ایمان من به آنها پیام واسطۀ به که است کسانی و
هستی من در پدر ای تو که همانگونه ، باشند یک همه تا 21 آورد ایمان جهان تا ، باشند ما در نیز آنها که کن چنان. تو در
من
، بخشیدی من به که را جلالی من و 22. فرستادهای مرا تو که من 23 ؛ هستیم یک ما چنانکه ، گردند یک تا بخشیدم بدیشان تا
گردند یک کاملاً نیز آنان که کن چنان. من در تو و آنان در دوست
همانگونه را ایشان و ، فرستادهای مرا تو که بداند جهان به
که آنها میخواهم ، پدر ای 24. داشتی دوست مرا که داشتی جلال
تا ، هستم من که همانجا ، باشند من با بخشیدهای من آغاز
از پیش زیرا ؛ بخشیدهای من به تو که جلالی ، بنگرند مرا
. میداشتی دوست مرا جهان را تو من امّا ، نمیشناسد را تو دنیا ، عادل پدرِ ای « 25 نام من 26. فرستادهای مرا تو که دانستهاند اینها و ،
میشناسم یا کسی دادن اختصاص یا کردن وقف « معنی به یونانی واژۀ این 17:
17. 19 آیۀ در همچنین «؛ است س مقدّ امری به
چیزی