7: 16 – 20: 15 یوحنا 275 شما
از دنیا ، برگزیدهام دنیا از را شما من بلکه ، ندارید تعلّق:
باشید داشته یاد به ، گفتم شما به که را کلامی 20. دارد نفرت با ، رسانیدند آزار مرا اگر.” نیست بزرگتر خود ارباب از بنده“ کلام
، داشتند نگاه مرا کلام اگر و ؛ کرد خواهند چنین نیز شما نام
سبب به را همه این امّا 21. داشت خواهند نگاه نیز را شما اگر 22. نمیشناسند مرا فرستندۀ زیرا ، کرد خواهند شما با من اکنون
امّا ؛ نمیداشتند گناه ، بودم نگفته سخن ایشان با و نیامده نفرت
من از که کسی 23. ندارند گناهشان برای عذری دیگر آنان
میان در اگر 24. دارد نفرت نیز من پدر از ، باشد داشته گناه
، است نکرده هیچکس من جز که بودم نکرده کارهایی من
از هم ، دیدهاند را کارها آن اینکه با ، اکنون امّا ؛ نمیداشتند تورات
در که کلامی ، اینگونه 25. دارند نفرت پدرم از هم و از
بیسبب“: که میپیوندد حقیقت به است آمده خودشان.”
داشتند نفرت من میفرستم
شما برای پدر نزد از که مدافع آن چون امّا « 26 خودْ
او ، میشود صادر پدر از که راستی روحِ یعنی ، بیاید خواهید
شهادت نیز شما و 27 ، داد خواهد شهادت من دربارۀ
. بودهاید من با آغاز از زیرا ، داد از را
شما
16 2
. نلغزید تا گفتم شما به را چیزها این « میرسد
زمانی حتی و کرد خواهند اخراج کنیسهها کرده
خدمت را خدا که میپندارد ، بکشد را شما که هر که
، میشناسند را پدر نه زیرا ، کرد خواهند را کارها این 3. است ، رسد فرا وقوعشان زمان چون تا گفتم شما به را اینها 4. مرا نه شما به آغاز در را آنها. بودم کرده آگاه را شما که آورید یاد
به. بودم شما با خود زیرا ،
نگفتم خدا روح
کار
، نمیپرسید هیچیک و ، میروم خود فرستندۀ نزد اکنون « 5 آکنده شما دل ، سخنانم شنیدن سبب به امّا 6 ؟” میروی کجا“ میگویم راست شما به من ، حال این با 7. است شده غم
از شما نزد مدافع آن ، نروم اگر زیرا. شماست سود به رفتنم
که