4: 15 – 24: 14 یوحنا 273 که
آن 24. گزید خواهیم مسکن او با و آمد خواهیم او نزد ما و این
و ؛ داشت نخواهد نگاه مرا کلام ، نمیدارد دوست مرا مرا که است پدری از بلکه ، نیست من از میشنوید که
کلام.
است فرستاده. هستم شما با هنوز که گفتم شما به زمانی را چیزها این « 25 من نام به را او پدر که ، روحالقدس یعنی ، مدافع آن امّا
26 هرآنچه
و آموخت خواهد شما به را چیز همه او ، میفرستد آرامش
شما برای 27. آورد خواهد یادتان به ، گفتم شما به من به
من آنچه. میدهم شما به را خود آرامش ؛ میگذارم جا به شما
دل. میدهد شما به جهان که است چنان نه ، میدهم شما من
“ ، گفتم شما به که شنیدید 28. نباشد هراسان و مضطرب
، میداشتید دوست مرا اگر.” میآیم شما نزد باز امّا ، میروم بزرگتر من از پدر زیرا ، میروم پدر نزد که میشدید
شادمان واقع
چون تا ، گفتم شما به وقوع از پیش را این اکنون 29. است شما
با که نمانده باقی چندانی فرصت 30. آورید ایمان شود بر
قدرتی هیچ او. میآید جهان این رئیس زیرا ، بگویم سخن داده فرمان من به پدر که میکنم را کاری من امّا 31 ؛ ندارد
من
، برخیزید. میدارم دوست را پدر که بداند جهان تا ، است.
برویم حقیقی تاک
هر
15 2
. است باغبان پدرم و هستم حقیقی تاک من «
، میکند قطع را آن ، نیاورد میوه که من در شاخهای میوه بیشتر تا میکند س رَ هَ را آن ، آورد میوه که شاخهای هر
و
* پاک ، گفتهام شما به که کلامی سبب به هماکنون شما 3. آورد چنانکه
. میمانم شما در نیز من و ، بمانید من در 4. هستید نیز
شما ، نماند تاک در اگر آورد میوه خود از نمیتواند
شاخه. نمانید من در اگر آورید میوه نمیتوانید
” س رَ هَ“ یونانی واژۀ با همریشه ، اینجا در رفته کار به یونانیِ واژۀ 3: 15. است 2 آیۀ
در