11: 11 – 39: 10 یوحنا
261
هب دستِکم ، نمیکنید باور را کلامم اگر حتی ، میآورم جا به در
پدر که * باشید داشته باور و بدانید تا آورید ایمان کارها آن گرفتارش
خواستند بار دیگر آنگاه 39.« پدر در من و است من.
شد در به ایشان دست از امّا ، کنند یحیی که آنجا ، رفت اردن رود سوی آن به باز سپس 40
. آمدند نزدش بسیاری 41. ماند آنجا در و ، میداد تعمید پیشتر هرآنچه امّا ، نکرد معجزه هیچ یحیی هرچند «: میگفتند
ایشان آنجا در بسیاری پس 42.« بود راست ، گفت شخص این
دربارۀ. آوردند ایمان او
به ر ایلعازَ مرگ و
بیماری
، بِیتعَنْیا مردمان از او. بود بیمار نام ر ایلعازَ مردی زنی همان مریم
11 2
. بود مارتا خواهرش و مریم دهکدۀ او
پاهای گیسوانش با و کرد تدهین عطر با را خداوند که بود پس 3. بود شده بیمار ر ایلعازَ برادرش اینک. نمود خشک را ،
ما سرور «: گفتند ، فرستاده پیغام عیسی برای ر ایلعازَ خواهرانِ ،
شنید را خبر این چون عیسی 4.« است بیمار عزیزت دوست تجلیل
برای بلکه ، نمیشود ختم مرگ به بیماری این «: گفت مارتا
، عیسی 5.« یابد جلال آن واسطۀ به خدا پسر تا ، خداست شنید
چون پس 6. میداشت دوست را ر ایلعازَ و خواهرش و.
ماند ، بود که جایی در دیگر روز دو ، است بیمار ر ایلعازَ که.« برویم یهودیه به باز بیایید «: گفت خود شاگردان به سپس
7 یهودیان که نمیگذرد دیری ، استاد «: گفتند شاگردانش
8 بدانجا
میخواهی باز تو و ، کنند سنگسارت میخواستند ؟ نیست ساعت دوازده ، روز مگر «: داد پاسخ عیسی 9 ؟«
بروی
. میبیند را جهان این نور زیرا ، نمیلغزد ، رود راه روز در که آن.«* ندارد نوری زیرا ، لغزید خواهد ، رود راه شب در که آن امّا
10 ، است خفته ر ایلعازَ ما دوست «: گفت بدانها سخنان این از پس
11 «.
باشید داشته را شناخت این همواره «: یا 38:
10.» نیست او در نور زیرا «: تحتاللفظی بهطور 10: 11