56- 43: 8 یوحنا
255 اکنون
و آمدهام خدا جانب از من زیرا ، میداشتید دوست مرا مرا
او بلکه ، نیامدهام خود جانب از من. هستم اینجا در رو
آن از ؟ درنمییابید مرا سخنان رو چه از 43. است فرستاده تعلّق
ابلیس پدرتان به شما 44. بپذیرید مرا کلام نمیتوانید که و
بود قاتل آغاز از او. اویید خواستههای انجام پی در و دارید هر
. نیست او در حقیقتی هیچ زیرا ، نداشت نسبتی حقیقت با دروغگو که چرا ؛ میگوید خود ذات از ، میگوید دروغ
گاه
، نمیکنید باور را سخنم شما امّا 45. دروغهاست همۀ پدر و شما از کدامیک 46. میگویم شما به را حقیقت که رو آن از به
را حقیقت اگر پس ؟ کند محکوم گناهی به مرا میتواند از
که کسی 47 ؟ نمیکنید باور را سخنم چرا ، میگویم شما آن
از ، نمیپذیرید شما امّا ؛ میپذیرد را خدا کلام ، خداست.« نیستید خدا از که
رو پیامبران
و ابراهیم بر عیسی
برتری سامِری که نگفتیم درست آیا «: گفتند او پاسخ در یهودیان 48 بلکه ، ندارم دیو من «: داد جواب عیسی 49 ؟« داری دیو و
هستی
. میکنید بیحرمتی من به شما امّا ، میدارم حرمت را خود پدر پی در که هست کسی ولی. نیستم خود جلال پی در من 50
، میگویم شما به ، آمین ، آمین 51. اوست با داوری و ، است آن.« دید نخواهد ابد به تا را مرگ ، دارد نگاه مرا کلام کسی
اگر
! دیوزدهای که دانستیم یقین دیگر اکنون «: گفتند او به یهودیان 52 کلام کسی اگر“ ، میگویی تو حال و ، مردند پیامبران و ابراهیم تو
آیا 53!“ چشید نخواهد ابد به تا را مرگ طعم ، دارد نگاه مرا.
مردند نیز پیامبران و ، مُرد او ؟ بزرگتری هم ابراهیم ما پدر از جلال
را خود من اگر «: گفت عیسی 54 ؟« میپنداری که را خود پدر
، میدهد جلال مرا که آن. ندارد ارزشی من جلال ، دهم هرچند 55. ماست خدای ، میگویید شما که همان ، است من او
بگویم اگر. میشناسم را او من امّا ، نمیشناسید را او شما را
او من امّا. بود خواهم دروغگو شما همچون ، نمیشناسم را شادی ابراهیم شما پدر 56. میدارم نگاه را او کلام و
میشناسم