250 37-
25: 7
یوحنا عیسی
سخنان به نسبت مردم
واکنش که نیست همان این آیا «: گفتند اورشلیمیان از برخی ، پس
25 و
میگوید سخن آشکارا چگونه ببینید 26 ؟ دارند کشتنش قصد دریافته
براستی قوم بزرگان است ممکن آیا! نمیگویند هیچ بدو کجا
از مرد این میدانیم ما 27 ؟ است مسیح همان او که باشند نخواهد
کسی ، کند ظهور مسیح چون آنکه حال ، است آمده در
تعلیم هنگام به عیسی آنگاه 28.« است آمده کجا از دانست امّا
. کجایم از میدانید و میشناسید مرا «: که داد در ندا ، معبد و
؛ است حق ، فرستاده مرا که او. نیامدهام خود جانب از من از
من زیرا ، میشناسم را او من امّا 29. نمیشناسید را او شما ،
کنند گرفتارش خواستند پس 30.« است فرستاده مرا او و اویم هنوز
او ساعت که چرا ، نکرد دراز دست او بر هیچکس امّا ایمان
بدو جماعت آن از بسیاری ، حال این با 31. بود نرسیده فرا مرد این از بیش ، بیاید مسیح چون آیا «: میگفتند آنان.
آوردند ؟«
کرد خواهد معجزه چنین او دربارۀ مردم که رسید فَریسیان گوش به ا امّ 32 معبد
نگهبانان ، فَریسیان و کاهنان سران پس. میکنند همهمه اندک
«: گفت عیسی آنگاه 33. کنند گرفتار را او تا فرستادند را
. میروم خود فرستندۀ نزد سپس و ، هستم شما با دیگر زمانی ، هستم من که آنجا و ؛ یافت نخواهید امّا ، ست جُ خواهید مرا 34
: میگفتند یکدیگر به یهودیان پس 35.« آمد نمیتوانید شما آیا ؟ بیابیم را او نمیتوانیم ما که برود میخواهد کجا مرد این
« یونانیان و برود یونانیان میان در پراکنده یهودیانِ نزد
میخواهد خواهید
مرا“ ، گفت که بود چه مقصودش 36 ؟ دهد تعلیم را نمیتوانید
شما ، هستم من که آنجا و ؛ یافت نخواهید امّا ، ست جُ ”؟«
آمد عید
آخر روز در عیسی
سخنان به و ایستاد عیسی ، بود عید بزرگ روز که آخر روز در 37. بنوشد و آید من نزد ، است تشنه که هر «: داد در ندا بلند
بانگ