24- 9: 7 یوحنا
249 هنوز من وقت زیرا ، نمیآیم عید این به ] فعلاً [ من ، بروید
عید.
ماند جلیل در و گفت را این 9.« است نرسیده فرا نیز خود ، رفتند عید آن برای برادرانش که آن از پس امّا 10 عید
هنگام ، یهودیان پس 11. نهان در بلکه آشکارا نه امّا ، رفت بین
او دربارۀ و 12 ؟« کجاست مرد آن «: میپرسیدند ، سته جُ را او.«
نیک است مردی «: میگفتند بعضی. بود بسیار همهمۀ مردم
». میکند گمراه را مردم بلکه! نه «: میگفتند دیگر بعضی امّا آشکارا او دربارۀ هیچکس ، میترسیدند یهودیان از چون لیکن 13
. نمیگفت سخن عیسی
تعالیم
منشأ معبد صحن به عیسی ، بود گذشته عید از نیمی چون امّا
14 ،
شده شگفت در یهودیان 15. کرد آغاز دادن تعلیم به و آمد میتواند
چگونه ، نیاموخته دین علمِ که مرد این «: میپرسیدند ایشان
جواب در عیسی 16 ؟« باشد برخوردار دانشی چنین از مرا
که اوست از بلکه ، نیست خودم از من تعالیم «: گفت به
را او ارادۀ بخواهد براستی کسی اگر 17. است فرستاده یا
خداست از تعالیم این آیا که یافت خواهد در ، آورد عمل جلال
پی در ، میگوید خود از که آن 18. میگویم خود از من ،
است خویش فرستندۀ جلال خواهان که آن امّا ، است خویشتن شریعت
موسی آیا 19. نیست ناراستی هیچ او در و راستگوست رو چه از. نمیکند عمل بدان شما از هیچیک امّا ؟ نداد شما به
را
! دیوزدهای تو «: دادند پاسخ مردم 20 ؟« بستهاید من قتل به کمر ایشان پاسخ در عیسی 21 ؟« باشد تو کشتن پی در که کیست شگفت
در آن از همگی شما و کردم معجزه یک من «: گفت از
نه این البته- داد شما به را ختنه حکم موسی 22. شدهاید بّات
شَ روز در ، پایه این بر و- بود قوم پدران از بلکه موسی نیز
بّات شَ روز در انسان اگر پس 23. میکنید ختنه را پسران نیز خشمگینید
چرا ، نشود شکسته موسی شریعت تا میشود ختنه ؟ بخشیدم سلامتی بّات شَ روز در را انسانی بدن تمام اینکه
از.« کنید داوری حق به بلکه ، مکنید داوری ظاهر به
24