236 29-
16: 3
یوحنا یگانۀ پسر که کرد محبت * آنقدر را جهان خدا زیرا « 16 بلکه
، نگردد هلاک د رَ آوَ ایمان او به که هر تا داد را خود تا
نفرستاد جهان به را پسر خدا زیرا 17. یابد جاویدان حیات نجات
او واسطۀ به تا فرستاد بلکه ، کند محکوم را جهانیان که
هر امّا ، نمیشود محکوم دارد ایمان او به که هر 18. یابند نام
به زیرا ، است شده محکوم هماینک ، ندارد ایمان او به این
در محکومیت و 19. است نیاورده ایمان خدا یگانۀ پسر نور
از بیش را تاریکی مردمان امّا ، آمد جهان به نور که است که
آن هر زیرا 20. است بد اعمالشان که چرا ، داشتند دوست
، نمیآید نور نزد و دارد نفرت نور از د میآورَ جا به را بدی را راستی که آن امّا 21. گردد رسوا ، شده آشکار کارهایش
مبادا کارهایش که شود آشکار تا میآید نور نزد د میآورَ عمل
به *
.« است شده انجام خدا یاری
به عیسی
مورد در تعمیددهنده یحیای شهادت
آخرین روستایی نواحی به شاگردانش و عیسی ، آن از پس
22 سر
به آنان با آنجا در چند ایامی او. رفتند یهودیه سرزمین نزدیک
، عِیْنون در نیز یحیی 23. میداد تعمید را مردم ، برده مردم
و بود فراوان آبْ آنجا در زیرا ، میداد تعمید ، سالیم به
یحیی که بود آن از پیش این 24. میگرفتند تعمید ، آمده بحثی
یهودی یک و یحیی شاگردان بین ، باری 25. بیفتد زندان او
به ، آمده یحیی نزد پس 26. درگرفت تطهیر آداب سر بر بر
تو و ، بود اردن رود سوی آن در تو با که آن ، استاد «: گفتند او
نزد همگان و میدهد تعمید خودْ اکنون ، دادی شهادت او چیزی
نمیتواند هیچکس «: گفت پاسخ در یحیی 27.« میروند شما 28. شود عطا او به آسمان از آنچه جز ، آورد دست به او
پیشاپیشِ بلکه ، نیستم مسیح گفتم من که شاهدید خود داماد دوست امّا ، است داماد آنِ از عروس 29. شدهام
فرستاده
.” چنان“ یا 16. 3. میبندند 15 آیۀ آخر در را قول نقل علامت مفسرین از بعضی 21: 3