234 25-
11: 2
یوحنا به جلیل قانای در را خود آیت نخستین عیسی بدینسان
11 شاگردانش و ساخت آشکار را خویش جلال و آورد
ظهور.
آوردند ایمان او به کَفَرناحوم به خود شاگردان و برادران و مادر با سپس
12. ماندند آنجا در چند روزهایی و ،
رفت معبد
در
عیسی. رفت اورشلیم به عیسی ، بود نزدیک یهود خِ پِسَ عید چون
13 کبوتر و گوسفند و گاو فروش به عدهای که دید ، معبد صحن در 14 از
تازیانهای پس 15. نشستهاند کسب به نیز افان صرّ و ، مشغولند معبد
از ، گاوان و گوسفندان با همراه را آنها همۀ و ساخت طناب تختهایشان
و ریخت زمین بر را افان صرّ سکههای و. راند بیرون بیرون
اینجا از را اینها «: گفت را کبوترفروشان و 16 ، کرد واژگون را به
او شاگردان آنگاه 17!« مسازید کسب محل مرا پدر خانۀ و ، برید خواهد
مرا تو خانۀ برای غیرت «: است شده نوشته که آوردند یاد آیتی
چه «: گفتند او عمل این برابر در * یهودیان پس 18.« سوزانید در
عیسی 19 ؟« داری را کارها چنین اجازۀ بدانیم تا مینمایانی ما به را
آن روزه سه من که کنید ویران را معبد این «: گفت ایشان پاسخ و
چهل معبد این بنای «: گفتند یهودیان 20.« داشت خواهم پا بر باز روزه
سه میخواهی تو حال و ، است انجامیده طول به سال شش پیکر
میگفت سخن آن از او که معبدی لیکن 21 ؟« کنی پا بر را آن این
شاگردانش ، برخاست مردگان از که هنگامی پس 22. بود خودش.
آوردند ایمان او سخنان و س مقدّ کتب به ، آورده یاد به را او گفتۀ بسیاری
، بود اورشلیم در خ پِسَ عید برای او که مدتی در 23. آوردند ایمان * او نام به ، میشد صادر او از که آیاتی دیدن با میشناخت
را همه زیرا ، نبود اعتماد ایمانشان بر را عیسی امّا 24 زیرا
، بگوید او به چیزی انسان دربارۀ کسی نداشت نیازی و 25. چیست انسان درون در میدانست خود. 20
آیۀ در همچنین ؛ است یهود سران منظور 18: 2.” او به“: یا 23:
2