204 19-
8: 18
لوقا آیا
؟ رسید نخواهد ، برمیآورند فریاد او درگاه به شب و روز که
میگویم شما به 8 ؟ افکند خواهد تأخیر به همچنان را کار این انسان پسر که هنگامی امّا. رسید خواهد ایشان داد به
بهزودی ؟« یافت خواهد زمین بر ایمان آیا ،
آید راجگیر
خَ و فَریسی
مَثَل بودند مطمئن خویش پارسایی از که برخی برای آنگاه 9
: آورد را مَثَل این ، مینگریستند تحقیر دیدۀ به دیگران بر و دیگری ، فَریسی یکی ، رفتند معبد به عبادت برای تن دو
« 10 ، خدایا“: کرد دعا چنین خود با و ایستاد فَریسی 11. راجگیر خَ بدکاره
و دزد مردمان دیگر همچون که میگویم شکر را تو هفته در بار دو 12. راجگیرم خَ این مانند نه و ، نیستم زناکار
و
”. میدهم دهیک ، میآورم دست به چه هر از و میگیرم روزه خود چشمان حتی نخواست و ایستاد دور راجگیر خَ آن امّا
13 و
میکوفت خود سینۀ بر بلکه ، کند بلند آسمان سوی به را میگویم
شما به 14.” کن رحم گناهکار منِ بر ، خدایا“: میگفت.
رفت خانه به شده شمرده پارسا ، دیگر آن نه و ، مرد این که خود که هر و ، شد خواهد خوار ، برافرازد را خود که هر
زیرا.« گردید خواهد سرافراز ، سازد خوار
را کودکان
و
عیسی دست آنها بر تا میآوردند عیسی نزد را نوزادان حتی مردم
15.
کردند سرزنش را مردم ، دیدند را این چون شاگردان. بگذارد بگذارید
«: گفت و خواند فرا خود نزد را آنان عیسی امّا 16 از
خدا پادشاهی زیرا ، بازمدارید را ایشان ؛ آیند من نزد کودکان پادشاهی
که هر ، میگویم شما به ، آمین 17. است کسان چنین آنِ.« یافت نخواهد راه بدان هرگز ، نپذیرد کودکی همچون را
خدا ثروتمند
رئیس وارث تا کنم چه ، نیکو استاد «: پرسید او از رئیسان از یکی 18 نیکو
مرا چرا «: داد پاسخ عیسی 19 ؟« شوم جاویدان حیات