جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 194
1 97
همینسان به میگویم، شما به 7 بازیافتم”. را خود گمشــدۀ
عظیمتری سرور و جشن میکند، توبه که گناهکار یک برای
به نیاز که پارسا نه و نود برای تا میشــود پا بر آسمان در
ندارند. توبه
گمشده سکۀ ل ث َ م َ
چون و باشد داشته * نقره سکۀ ده که است زن کدام یا «و 8
تا و نروبد را خانه و برنیفروزد چراغی شود، گم آنها از یکی
دوستان یافت، را آن چون و 9 بازنایستد؟ ستن ج ُ از نیافته، را آن
کنید، شادی من “با میگوید: و فرا میخواند را همسایگان و
به میگویم، شما به 10 بازیافتم”. را خود گمشــدۀ سکۀ زیرا
خدا فرشتگان حضور در گناهکار، یک توبۀ برای همینسان،
میشود». پا بر سرور و جشن
گمشده پسر ل ِ ث َ م َ
روزی 12 بود. پسر دو را «مردی فرمود: و داد ادامه سپس 11
دارایی از که را سهمی پدر، “ای گفت: خود پدر به کوچک پسر
خود دارایی پدر پس بده”. من به اکنون رسید، خواهد من به تو
آنچه کوچکتر پسر چندی، از پس 13 کرد. تقسیم دو آن بین را
خویش ثروت و شد دوردست دیاری راهی و آورد گرد داشت
کرد، خرج داشت چه هر چون 14 داد. باد بر عیاشی به آنجا در را
از 15 افتاد. تنگدستی به سخت او و آمد دیار آن در شدید قحطی
و کرد، پیشه را سامان آن مردمان از یکی خدمتگزاری
رو، این
آرزو پسر 16 گماشت. خویش مزرعۀ در خوکبانی به را وی او
هیچکس ا ام ّ کند، سیر خوکها خوراک با را خود شکم داشت
بسا “ای گفت: و آمد خود به سرانجام 17 نمیداد. چیزی او به
فرط از اینجا من و دارنــد نیز اضافی خوراک پدرم کارگران
و میروم پدر نزد و برمیخیزم پس 18 میشوم. تلف گرسنگی
روز یک دستمزد با برابر ارزشی که راخما” د ْ “ نام با یونانی 15 8:سکهای