جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 170

36​- ​26: 8 لوقا
173 دیوزده
مرد
شفای مقابل ، دریا سوی آن که رسیدند * راسیان جِ‏ ناحیۀ به پس 26 مردی
، نهاد ساحل بر قدم عیسی چون 27. داشت قرار جلیل لباس
دیرگاهی که برخورد بدو شهر آن مردمان از دیوزده به
گورها در بلکه ، بود نکرده زندگی خانهای در و نپوشیده پایش
به و برکشید نعره ، دید را عیسی او چون 28. میبرد سر خدای
پسر ، عیسی ای «: برآورد فریاد بلند صدای با و افتاد!«
ندهی عذابم دارم تمنا ؟ است کار چه من با را تو ، متعال آن. آید در به او از بود داده دستور پلید روح به عیسی زیرا
29 زنجیر
به را پایش و دست آنکه با و بود گرفته را او بارها روح دیو
و میگسست را بندها ، میکردند نگهبانی او از و میبستند
: پرسید او از عیسی 30. میکشاند نامسکون جایهای به را او به بسیار دیوهای زیرا * ،« لِژیون «: داد پاسخ ؟«‏ چیست نامت « که خواستند عیسی از التماسکنان آنها 31. بودند رفته
درونش.
روند * هاویه به ندهد دستور بدیشان مشغول
تپه دامنۀ در خوک بزرگی گلۀ ، نزدیکی آن در 32 درون
به دهد اجازه کردند خواهش عیسی از دیوها. بود چرا بیرون
مرد آن از دیوها ، پس 33. داد اجازه نیز او و ، روند خوکها به تپه سراشیبی از خوکها و ، رفتند خوکها درون به و
آمدند.
شدند غرق و بردند هجوم دریا درون ،
روستا و شهر در و گریختند ، دیدند را این خوکبانان چون 34 داده
روی را آنچه تا آمدند بیرون مردم پس 35. بازگفتند را ماجرا دیوها
که مرد آن دیدند و رسیدند عیسی نزد چون و ، ببینند بود پاهای
پیش عاقل و کرده تن به جامه ، بودند آمده در به او از چشم
به را ماجرا که کسانی 36. ترسیدند ، است نشسته
عیسی. 37 آیۀ در همچنین ‏”؛ ریان دَ‏ جَ‏“ نسخهها بعضی در 26:
8
. سرباز هزار شش الی پنج از متشکل ، روم ارتش از واحدی 30: 8 همچنین ؛ هستند پلید ارواح که جایی”، مُغاک“ یا” بیانتها چاه“ 31:
8. کتاب بقیۀ
در