45- 31: 1 لوقا
147 تو
حال شامل خدا لطف! مترس ، مریم ای «: گفت را وی فرشته نامش
و زایید خواهی پسری ، شده آبستن اینک 31. است شده خدای
پسر و بود خواهد بزرگ او 32. نهاد خواهی عیسی را پدرش
پادشاهی تخت خدا خداوندْ. شد خواهد خوانده
متعال *
یعقوب خاندان بر ابد تا او 33. فرمود خواهد عطا او به را داوود نخواهد
زوالی هرگز را او پادشاهی و کرد خواهد سلطنت زیرا
، است ممکن چگونه این «: پرسید فرشته از مریم 34.« بود تو
بر روحالقدس «: داد پاسخ فرشته 35 * ؟« نبودهام مردی با من.
افکند خواهد سایه تو بر متعال خدای قدرت و آمد خواهد.
شد خواهد خوانده خدا پسر و س مقدّ مولودْ آن ، رو این از آبستن
پیری سن در ، توست خویشان از که نیز اِلیزابِت اینک 36 در
، نازاست میگویند که او ، آری. دارد راه در پسری و است ناممکن
امری هیچ خدا نزد زیرا 37. است آبستنی ماهِ ششمین ، گفتی من دربارۀ آنچه. خداوندم کنیزِ «: گفت مریم 38!«
نیست. رفت او نزد از فرشته آنگاه.«
بشود اِلیزابِت
از مریم
دیدار در شهری به بهشتاب و برخاست مریم ، روزها آن در 39 اِلیزابِت
، درآمده زکریا خانۀ به و 40 ، رفت یهودیه کوهستان در
طفل ، شنید را مریم سلام اِلیزابِت چون 41. گفت سلام را پر
روحالقدس از اِلیزابِت و ، آمد خیز و جست به مش حِ رَ
و ، خجستهای زنان میان در تو «: گفت بلند بانگ به 42 ، شده سرورم
مادرِ که باشم که من 43! تو م حِ رَ ثمرۀ است خجسته از
طفل ، رسید گوشم به تو سلام صدای چون 44 ؟ آید من نزد که
آن حال به خوشا 45. آمد خیز و جست به من مِ حِ رَ در شادی ،
است شده گفته او به خداوند جانب از آنچه زیرا ، د آورْ ایمان.« رسید خواهد انجام
به
. است” اسرائیل قوم“ ،” یعقوب خاندان“ از منظور 33: 1 اشاره همبستری به که «، نشناختهام را مردی زیرا «: یونانی اصل در 34:
1. دارد