124 10-
1: 11
مَرقُس روانه راه در عیسی پی از و بازیافت را خود بینایی دم
در.
شد اورشلیم
به عیسی شاهانۀ
ورود نزدیک که رسیدند بِیتعَنْیا و بِیتفاجی به
چون
11
از
تن دو عیسی ، بود زیتون کوه دامنۀ در اورشلیم که
دهکدهای به «: فرمود آنان به و 2 فرستاد را خود شاگردان را
الاغی کره ، ورود محض به. بروید ، شماست روی پیش.
است نشده سوار آن بر کسی کنون تا که یافت خواهید بسته چنین
چرا“: پرسید شما از کسی اگر 3. بیاورید و کنید باز را آن آن
بیدرنگ و دارد نیاز بدان * خداوند“: بگویید ؟” میکنید در
، بیرون و رفتند دو آن 4 » .” فرستاد خواهد باز اینجا به را پس
. بود شده بسته دری مقابل که یافتند الاغی کره کوچهای آنجا
که کسانی از بعضی ، هنگام همان در 5. کردند باز را آن آن 6 ؟« میکنید باز را الاغ کره چرا «: پرسیدند بودند ایستاده پس
؛ دادند پاسخ ، بود فرموده بدیشان عیسی که همانگونه دو رداهای
، آورده عیسی نزد را الاغ کره آنگاه 7. بروند گذاشتند نیز
مردم از بسیاری 8. شد سوار عیسی و ، افکندند آن بر را خود شاخههایی
نیز عدهای و گستردند راه سر بر را خود رداهای که
کسانی 9. میگستردند راه در ، بودند بریده مزارع در که را فریادکنان ، میآمدند او پس از که آنان و میرفتند او
پیشاپیش
: میگفتند * »! هوشیعانا
«!« میآید خداوند نام به که آن است مبارک
« که داوود ما پدر پادشاهی است مبارک
« 10!« میرسد
فرا!« برین عرش در هوشیعانا
«.”
رور سَ“ یا 3: 11 بعدها اما «. بده نجات داریم استدعا « یعنی” هوشیعانا“ آرامی واژۀ 9: 11. 10 آیۀ در همچنین ؛ میکردند استفاده ستایش و حمد برای واژه این
از