جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 116

48​- ​34: 9 مَرقُس
119 میکردند بحث باره این در راه در زیرا ، ماندند خاموش ایشان 34 دوازده
آن و بنشست عیسی 35. است بزرگتر آنها از کدامیک که باید
، باشد نخستین میخواهد که هر «: گفت و خواند فرا را تن میان
در ، برگرفته را کودکی سپس 36.« باشد همه خادم و آخرین که
هر « 37: گفت آنها به ، کشیده آغوشش در و داد قرار ایشان مرا
که هر و ؛ است پذیرفته مرا ، بپذیرد من نام به را کودکی چنین.« است پذیرفته مرا فرستنده بلکه ، مرا نه ،
بپذیرد ماست
با ، نیست ما ضد بر که
هر دیو تو نام به که دیدیم را شخصی ، استاد «: گفت یوحنا
38 عیسی 39.« بازداشتیم را او ، نبود ما از چون امّا ، میکرد
اخراج معجزه
من نام به نمیتواند کسی زیرا ، مدارید بازش «: گفت ما
ضد بر که هر زیرا 40. بگوید بد من حق در ، بعد دمی و کند سبب
آن از که هر ، میگویم شما به ، آمین 41. ماست با ، نیست شما به من نام به آب جامی حتی دارید تعلّق مسیح به
که
. ماند نخواهد بیپاداش بیگمان ، بدهد لغزش
و وسوسه باب در
تعلیم ایمان من به که کوچکان این از یکی شود سبب که هر و « 42 آسیابی سنگ که میبود آن بهتر را او ، د خورَ‏ لغزش دارند تو
دستت اگر 43! افکنند دریا به و بیاویزند گردنش به بزرگ علیل
که است آن بهتر را تو زیرا. کن قطع را آن ، میلغزاند را آتشی
به ، روی دوزخ به دست دو با آنکه تا یابی راه حیات به نمیمیرد
آنها کرم که جایی 44 [. نمیشود خاموش هرگز که
، میلغزاند را تو پایت اگر و 45.[ نمیپذیرد خاموشی آتش و راه حیات به لنگ که است آن بهتر را تو زیرا. کن قطع را
آن کِرم
که جایی [ 46. شوی افکنده دوزخ به پا دو با آنکه تا ، یابی چشمت
اگر و 47.[ نمیپذیرد خاموشی آتش و نمیمیرد آنها با
که است آن بهتر را تو زیرا ، آر در به را آن ، میلغزاند را تو به چشم دو با آنکه تا ، یابی راه خدا پادشاهی به چشم
یک که جایی 48 ، شوی افکنده
دوزخ