جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 984

3 و علامتي ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاي بزرگ� آتشگون كه او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر ؛ 4 و د�مش ثلث ستارگان آسمان را كشيده ، آنها را بر زمين ريخت. و اژدها پيش آن زن كه مي زاييد بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. 5 پس پسر نرنيه اي را زاييد كه همة ام�ت هاي زمين را به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد ؛ و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد.
6 و زن به بيابان فرار كرد كه در آنجا مكاني براي وي مهي�ا شده است تا او را مد�ت هزار و دويست و شصت روز بپرورند. 7 و در آسمان جنگ شد: ميكائيل و فرشتگان با اژدها جنگ كردند و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند ،
8 ولي غلبه نبافتند بلكه جايي ديگر در آسمان يافت نشد.
9 و اژدهاي بزرگ انداخته شد و فرشتگان با وي انداخته شدند.
‎10‎ و آوازي بلند در آسمان شنيدم كه مي گويد: اكنون نجات و قو�ت و سلطنت� خداي ما و قدرت مسيح او ظاهر شد زيرا كه آن مد�ع ِي برادران ما كه شبانه روز در حضور خداي ما بر ايشان دعوي مي كند ، به زير افكنده شد.
‎11‎ و ايشان بوساطت خون بر�ه و كلام شهادت خود بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند.
‎12‎ از اين جهت اي آسمانها و ساكنان آنها شاد باشيد ؛ و اي بر زمين و دريا زيرا كه ابليس به نزد شما فرود شده است با خشم عظيم ، چون مي داند كه زماني قليل دارد.
‎13‎ و چون اژدها ديد كه بر زمين افكنده شد ، بر آن زن كه فرزند نرينه را زاييده بود ، جفا كرد. ‎14‎ و دو بال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بيابان به مكان خود پرواز كند ، جايي كه او را از نظر آن مار ، زماني و دو زمان و نصف زمان پرورش مي كنند.
‎13‎
داد.
‎15‎ و مار از دهان خود در عقب زن ، آبي چون رود فرو ريخت تا سيل او را فرو گيرد.
كند ؟
‎16‎ و زمين زن را حمايت كرد و زمين دهان خود را گشاده ، آن رود را كه اژدها از دهان خود ريخت فرو برد. ‎17‎ و اژدها بر زن غضب نموده ، رفت تا با باقي ماندگان� ذر�يت او كه احكام خدا را حفظ مي كنند و شهادت� عيسي را نگاه مي دارند. جنگ كند.
1 و او بر ريگ دريا ايستاده بود. و ديدم وحشي از بالا مي آيد كه ده شاخ و هفت سر دارد و بر شاخهايش ده افسر ، و بر سرهايش نامهاي كفر است.
2 و آن وحش را كه ديدم ، مانند پلنگ بود و پايهايش مثل پاي خرس و دهانش مثل دهان شير. و اژدها قو�ت خويش و تخت خود و قو�ت عظيمي به وي
3 و يكي از سرهايش را ديدم كه تا به موت كشته شد و از آن زخم مهلك شفا يافت و تمامي جهان در پي اين وحش در حيرت افتادند. 4 و آن اژدها را كه قدرت به وحش داده بود ، پرستش كردند و وحش را سجده كرده ، گفتند كه كيست مثل وحش و كيست كه به وي مي تواند جنگ
5 و به وي دهاني داده شد كه به كبر و كفر تكل ّم مي كند ؛ و قدرتي به او عطا شد كه مدت چهل و دو ماه عمل كند. 6 پس دهان خود را به كفرهاي بر خدا گشوده تا بر اسم او و خيمة او و سكنة آسمان كفر گويد.
7 و به وي داده شد كه با مقد�سين جنگ كند و بر ايشان غلبه يابد ؛ و تسل ّط بر هر قبيله و قوم و زبان و ام�ت ، بدو عطا شد. 8 و جميع ساكنان جهان ، جز آناني كه نامهاي ايشان در دفتر حيات بر�ه اي كه از بناي عالم ذبح شده بود مكتوب است ، او را خواهند پرستيد.
9 اگر كسي گوش دارد بشنود.
‎10‎ اگر كسي اسير نمايد به اسيري رود ، و اگر كسي به شمشير قتل كند ، مي بايد او به شمشير كشته گردد. در اينجاست صبر و ايمان مقد�سين.
‎11‎ و ديدم وحش ديگري را كه از زمين بالا مي آيد و دو شاخ مثل شاخهاي بر�ه داشت و مانند اژدها تكل ّم مي نمود ؛
‎12‎ و با تمام قدرت� وح ِش نخست ، در حضور وي عمل مي كند و زمين و سكنة آن را بر اين وا مي دارد كه وحش نخست را كه از زخم مهلك شفا يافت ، بپرستند.
‎13‎ و معجزات عظيمه به عمل مي آورد تا آتش را نيز از آسمان در حضور مردم به زمين فرود آورد. ‎14‎ و ساكنان زمين را گمراه مي كند ، به آن معجزاتي كه به وي داده شد كه آنها را در حضور وحش بنمايد. و به ساكنان زمين مي گويد كه صورتي را از آن وحش كه بعد از خوردن� زخم شمشير زيست نمود ، بسازند.
گردد.
‎14‎
‎15‎ و به وي داده شد كه آن صورت� وحش را روح بخشد تا كه صورت وحش سخن گويد و چنان كند كه هر كه صورت وحش را پرستش نكند ، كشته
‎16‎ و همه را از كبير و صغير و دولتمند و فقير و غلام و آزاد بر اين وا مي دارد كه بر دست راست يا بر پيشان ِي خود نشاني گذارند. ‎17‎ و اينكه هيچ كس خريد و فروش نتواند كرد ، جز كسي كه نشان يعني اسم يا عدد� اسم وحش را داشته باشد.
‎18‎ در اينجا حكمت است. پس هر كه فهم دارد ، عدد وحش را بشمارد ، زيرا كه عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است.
‎987‎