جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 976

رسالة سوم يوحناي رسول
1 من كه پيرم ، به غاي�س حبيب كه او را در راستي محب�ت مي نمايم.
2 اي حبيب ، دعا مي كنم كه در هر وجه كامياب و تندرست بوده باشي ، چنانكه جان تو كامياب است.
3 زيرا بسيار شاد شدم چون برادران آمدند و بر راست ِي تو شهادت دادند ، چنانكه تو در راستي سلوك مي نمايي. 4 مرا بيش از اين شادي نيست كه بشنوم كه فرزندانم در راستي سلوك مي نمايند.
5 اي حبيب ، آنچه مي كني به برادران و خصوص ًا به غريبان ، به امانت مي كني ،
6 در حضور كليسا بر محب�ت تو شهادت دادند و هرگاه ايشان را بوطر شايستة خدا بدرقه كني ، نيكويي 7 زيرا كه بجهت اسم او بيرون رفتند و از ام�ت ها چيزي نمي گيرند.
8 پس بر ما واجب است كه چنين اشخاص را بپذيريم تا شريك راستي بشويم.
9 به كليسا چيزي نوشتم لكن د�يوت ْر ِفيس كه سرداري بر ايشان را دوست مي دارد ، ما را قبول نمي كند.
مي نمايي
‎10‎ لهذا اگر آيم ، كارهايي را كه او مي كند به ياد خواهم آورد زيرا به سخنان ناشايسته بر ما ياوه گويي مي كند و به اين قانع نشده ، برادران را خود نمي پذيرند و كساني را نيز كه مي خواهند ، مانع ايشان مي شود و از كليسا بيرون مي كند.
‎11‎ اي حبيب ، به بدي اقتدا منما بلكه به نيكويي زيرا نيكو كردار از خداست و بدكردار خدا را نديده است.
‎12‎ همة مردم و خود� راستي نيز بر ديمتريوس شهادت مي دهند و ما هم شهادت مي دهيم و آگاهيد كه شهادت ما راست است.
‎13‎ مرا چيزهاي بسيار بود كه به تو بنويسم ، لكن نمي خواهم به مر ّكب و قلم به تو بنويسم. ‎14‎ لكن اميدوارم كه به زودي تو را خواهم ديد و زباني گفتگو كنيم. سلام بر تو باد. دوستان به تو سلام مي رسانند. سلام مرا به دوستان نام به نام برسان.
‎979‎