جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 960

6 ليكن بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است ، زيرا هر كه تقر�ب به خدا جويد ، لازم است كه ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا مي دهد
. 7 به ايمان نوح چون دربارة اموري كه تا آن وقت ديده نشد ، الهام يافته بود ، خداترس شده ، كشتي اي بجهت خانة خود بساخت و به آن ، دنيا را ملزم ساخته ، وارث آن عدالتي كه از ايمان است گرديد.
8 به ايمان ابراهيم چون خوانده شد ، اطاعت نمود و بيرون رفت به سمت آن مكاني كه مي بايست به ميراث يابد. پس بيرون آمد و نمي دانست به كجا مي رود.
9 و به ايمان در زمين وعده مثل بيگانه غربت پذيرفت و در خيمه ها با اسحاق و يعقوب كه در ميراث همين وعده شريك بودند مسكن نمود.
‎10‎ زانرو كه متر ّقب شهري با بنياد بود كه معمار و سازندة آن خداست.
‎11‎ به ايمان خود� ساره نيز قو�ت قبول نسل يافت و بعد از انقضاي وقت زاييد ، چونكه وعده دهنده را امين دانست.
‎12‎ و از اين سبب ، از يك نفر و آن هم مرده ، مثل ستارگان آسمان ، كثير و مانند ريگهاي كنار دريا ، بي شمار زاييده شدند.
‎13‎ در ايمان همة ايشان فوت شدند ، در حاليكه وعده ها را نيافته بودند ، بلكه آنها را از دور ديده ، تحي�ت گفتند و اقرار كردند كه بر روي زمين ، بيگانه و غريب بودند.
‎14‎ زيرا كساني كه همچنين مي گويند ، ظاهر مي سازند كه در جستجوي وطني هستند.
‎15‎ و اگر جايي را كه از آن بيرون آمدند ، بخاطر مي آوردند ، هر آينه فرصت مي داشتند كه بدانجا برگردند. ‎16‎ لكن الحال مشتاق وطني نيكوتر يعني وط ِن سماوي هستند و از اينرو خدا از ايشان عار ندارد كه خداي ايشان خوانده شود ، چونكه براي ايشان شهري مهي�ا ساخته است.
‎17‎ به ايمان ابراهيم چون امتحان شد ، اسحاق را گذرانيد و آنكه وعده ها را پذيرفته بود ، پسر يگانة خود را قرباني مي كرد ؛ ‎18‎ كه به او گفته شده بود كه نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد.
‎19‎ چونكه يقين دانست كه خدا قادر بر برانگيزانيدن از اموت است و همچنين او را در م� َثل ي از اموات نيز باز يافت. ‎20‎ به ايمان اسحاق نيز يعقوب و عيسو را در امور آينده بركت داد.
‎21‎ به ايمان يعقوب در وقت م�ردن� خود ، هر يكي از پسران يوسف را بركت داد و بر سر عصاي خود سجده كرد.
‎22‎ به ايمان يوسف در حين وفات خود ، از خروج بني اسرائيل ا�خبار نمود و دربارة استخوانهاي خود وصي�ت كرد.
‎23‎ به ايمان موسي چون متو ّلد شد ، والدينش او را طفلي جميل يافته ، سه ماه پنهان كردند و از حكم پادشاه بيم نداشتند.
‎24‎ به ايمان چون موسي بزرگ شد ، ابا نمود از اينكه پس ِر دخت ِر فرعون خوانده شود ، ‎25‎ و ذليل بودن با قوم خدا را پسنديده تر داشت از آنكه ل ّذت اندك زمان ِي گناه را ببرد ؛
‎26‎ و عار مسيح را دولتي بزرگتر از خزائن مصر پنداشت زيرا كه به سوي مجازات نظر مي داشت.
‎27‎ به ايمان ، مصر را ترك كرد و از غضب پادشاه نترسيد زيرا كه چون آن ناديده را بديد ، استوار ماند. ‎28‎ به ايمان ، عيد ف�ص َح و پاشيدن خون را بعمل آورد تا هلاك كنندة نخستزادگان ، بر ايشان دست نگذارد.
‎29‎ به ايمان ، از بحر ق ُلز ُم به خشكي عبور نمودند و اهل مصر قصد آن كرده ، غرق شدند. ‎30‎ به ايمان حصار ا َر ِيحا چون هفت روز آن را طواف كرده بودند ، به زير افتاد.
‎31‎ به ايمان ، راحاب فاحشه با عاصيان هلاك نشد زيرا كه جاسوسان را به سلامتي پذيرفته بود. ‎32‎ و ديگر چه گويم ؟ زيرا كه وقت مرا كفاف نمي دهد كه از ِجدع�ون و باراق و َشمشون و ي�فتاح و داود و سموئيل و انبيا ا�خبار نمايم ،
‎33‎ كه از ايمان ، تسخير ممالك كردند و به اعمال صالحه پرداختند و وعده ها پذيرفتند و دهان شيران را بستند ، ‎34‎ س�و�ر�ت آتش را خاموش كردند و از دم شمشيرها رستگار شدند و از ضعف ، توانايي يافتند و در جنگ شجاع شدند و لشگرهاي غربا را منهزم ساختند.
‎35‎ زنان ، مردگان خود را به قيامتي باز يافتند ، لكن ديگران مع ّزب شدند و خلاصي را قبول نكردند تا به قيامت� نيكوتر برسند.
‎36‎ و ديگران از استهزا و تازيانه ها بلكه از بندها و زندان آزموده شدند. ‎37‎ سنگسار گرديدند و با ار�ه دوپاره گشتند. تجربه كرده شدند و به شمشيرها مقتول گشتند. در پوستهاي گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذليل و آواره شدند.
‎12‎ 1
‎38‎ آناني كه جهان لايق ايشان نبود ، در صحراها و كوهها و مغاره ها و شكافهاي زمين پراكنده گشتند. ‎39‎ پس جميع ايشان با اينكه از ايمان شهادت داده شدند ، وعده نيافتند. ‎40‎ زيرا خدا براي ما چيزي نيكوتر مهي�ا كرده است تا آنكه بدون ما كامل نشوند.
بنابراين چونكه ما نيز چنين ا َب�ر شاهدان را گرداگرد خود داريم ، هر بار گران و گناهي را كه ما را سخت مي پيچد ، دور بكنيم و با صبر در آن ميدان كه پيش روي ما مقر�ر شده است بدويم ،
‎963‎