جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 872

‎30‎ كرنيليوس گفت: چهار روز قبل از اين ، تا اين ساعت روزه دار مي بودم ؛ و در ساعت نهم در خانة خود دعا مي كردم كه ناگاه شخصي با لباس نوراني پيش من بايستاد
‎31‎ و گفت: اي كرنيليوس دعاي تو مستجاب شد و صدقات تو در حضور خدا يادآور گرديد.
‎32‎ پس به يافا بفرست و شمعون� معروف به پطرس را طلب نما كه در خانة شمعون دب�اغ به كنارة دريا مهمان است. او چون بيايد با تو سخن خواهد راند.
‎33‎ پس بي تأم�ل نزد تو فرستادم و تو نيكو كردي كه آمدي. الحال همه در حضور خدا حاضريم تا آنچه خدا به تو فرموده است بشنويم ‏).‏ ‎34‎ پطرس زبان را گشوده ، گفت: في الحقيقت يافته ام كه خدا را نظر به ظاهر نيست ،
‎35‎ بلكه از هر ام�تي ، هر كه از او ترسد و عمل نيكو كند ، نزد او مقبول گردد.
‎36‎ كلامي را كه نزد بني اسرائيل فرستاد ، چونكه به وساطت عيسي مسيح كه خد اوند� همه است به سلامتي بشارت مي داد ، ‎37‎ آن سخن را شما مي دانيد كه شروع آن از جليل بود و در تمامي يهودي�ه منتشر شد ، بعد از آن تعميدي كه يحيي بدان موعظه مي نمود ،
‎38‎ يعني عيسي ناصري را كه خدا او را چگونه به روح القدس و قو�ت مسح نمود كه او سير كرده ، اعمال نيكو بجا مي آورد و همة مقهورين ابليس را شفا مي بخشيد زيرا خدا با وي مي بود.
‎11‎
‎39‎ و ما شاهد هستيم بر جميع كارهايي كه او در مرزوبوم يهود و رد اورشليم كرد كه او را نيز بر صليب ك�شيده ، ُكشتند. ‎40‎ همان كس را خدا در روز سوم برخيزانيده ، ظاهر ساخت ،
‎41‎ ليكن نه بر تمامي قوم بلكه بر شهودي كه خدا پيش برگزيده بود ، يعني ماياني كه بعد از برخاستن او را مردگان با او خورده و آشاميده ايم.
‎42‎ و ما را مأمور فرمود كه به قوم موعظه و شهادت دهيم بدين كه خدا او را مقر�ر فرمود تا داور زندگان و مردگان باشد.
‎43‎ و جميع انبيا بر او شهادت مي دهند كه هر كه به وي ايمان آو�ر�د ، به اسم او آمرزش گناهان را خواهد يافت ‏).‏ ‎44‎ اين سخنان هنوز بر زبان پطرس بود كه روح القدس بر همه آناني كه كلام را شنيدند ، نازل شد.
‎45‎ و مؤمنان اهل ختنه كه همراه پطرس آمده بودند ، در حيرت افتادند از آنكه بر ام�ت ها نيز عطاياي روح القدس افاضه شد ،
‎46‎ زيرا كه ايشان را شنيدند كه به زبانها متك ّلم شده ، خدا را تمجيد مي كردند. ‎47‎ آنگاه پطرس گفت: آيا كسي مي تواند آن را منع كند ، براي تعميد دادن ايناني كه روح القدس را چون ما نيز يافته اند.
‎48‎ پس فرمود تا ايشان را به نام عيسي مسيح تعميد دهند. آنگاه از او خواهش نمودند كه روزي چند تو ّقف نمايد.
1 پس رسولان و برادراني كه در يهودي�ه بودند ، شنيدند كه ام�ت ها نيز كلام خدا را پذيرفته اند. 2 و چون پطرس به اورشليم آمد ، اهل ختنه با وي معارضه كرده ،
3 گفتند كه) با مردم نامختون برآمده ، با ايشان غذا خوردي! 4 پطرس از او�ل مف ّص ًلا بديشان بيان كرده ، گفت:
5 من در شهر يافا دعا مي كردم كه ناگاه در عالم رؤيا ظرفي را ديدم كه نازل مي شود و مثل چادري بزرگ به چهار گوشه از آسمان آويخته كه بر من مي رسد.
6 چون بر آن نيك نگريسته ، تأم�ل كردم ، د�واب� زمين و وحوش و حشرات و مرغان هوا را ديدم.
7 و آوازي شنيدم كه به من مي گويد: اي پطرس برخاسته ، ذبح كن و بخور.
8 گفتم: حاشا خداوندا ، زيرا هرگز چيزي حرام يا ناپاك به دهانم نرفته است. 9 بار ديگر خطاب از آسمان در رسيد كه آنچه خدا پاك نموده ، تو حرام مخوان.
‎10‎ اين سه َكر�ت واقع شد كه همه باز به سوي آسمان بالابرده شد.
‎11‎ و اينك در همان ساعت سه مرد از قيصري�ه نزد من فرستاده شده ، به خانه اي كه من در آن بودم ، رسيدند.
‎12‎ و روح مرا گفت: با ايشان بدون شك� برو. و اين شش برادر نيز همراه من آمدند تا به خانة آن شخص داخل شديم.
‎13‎ و ما را آگاهانيد كه چطور فرشته اي را در خانة خود ديد كه ايستاده به وي گفت: كسان به يافا بفرست و شمعو ن� معروف به پطرس را بطلب ‎14‎ كه با تو سخناني خواهد گفت كه بدانها تو و تمامي اهل خانة تو نجات خواهيد يافت.
‎15‎ و چون شروع به سخن گفتن مي كردم ، روح القدس بر ايشان نازل شد ، همچنانكه نخست بر ما. ‎16‎ آنگاه بخاطر آوردم سخن خداوند را كه گفت: يحيي به آب تعميد داد ، ليكن شما به روح القدس تعميد خواهيد يافت.
‎17‎ پس چون خدا همان عطا را بديشان بخشيد ، چنانكه به ما محض ايمان آوردن به عيسي مسيح ِ خداوند ، پس من كه باشم كه بتوانم خدا را ممانعت نمايم ؟ ‎18‎ چون اين را شنيدند ، ساكت شدند و خدا را تمجيدكنان گفتند: في الحقيقت ، خدا به ام�ت ها نيز به توبة حيات بخش را عطا كرده است!
‎875‎