18 و كساني كه ارواح پليد مع ّذب بودند ، شفا يافتند
كنند.
19 و تمام آن گروه مي خواستند او را لمس كنند زيرا قو�تي از وي صادر شده ، همه را صح�ت مي بخشيد. 20 پس نظر خود را به شاگردان خويش افكنده ، گفت: خوشابحال شما اي مسكينان زيرا ملكوت خدا از آن شما است.
21 خوشابحال شما كه اكنون گرسنه ايد ، زيرا كه سير خواهيد شد. خوشابحال شما كه الحال گريانيد ، زيرا خواهيد خنديد.
22 خوشابحال شما وقتي كه مردم بخاطر پسر انسان از شما نفرت گيرند و شما را از خود جدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شرير بيرون
23 در آن روز شاد باشيد و وجد نماييد زيرا اينك اجر شما در آسمان عظيم مي باشد ، زيرا كه همينطور پدران ايشان با انبيا سلوك نمودند. 24 ليكن واي بر شما اي دولتمندان زيرا كه تس ّلي خود را يافته ايد.
25 واي بر شما اي سير شدگان ، زيرا گرسنه خواهيد شد. واي بر شما كه الآن خندانيد زيرا كه ماتم و گريه خواهيد كرد. 26 واي بر شما كه وقتي جميع مردم شما را تحسين كنند ، زيرا همچنين پدران ايشان با انبياي كذبه كردند.
27 ليكن اي شنوندگان شما را مي گويم دشمنان خود را دوست داريد و با كساني كه از شما نفرت كنند ، احسان كنيد. 28 و هر كه شما را لعن كند ، براي او بركت بطلبيد و براي هر كه با شما كينه دارد ، دعاي خير كنيد.
29 و هر كه بر رخسار تو َز َند ، ديگري را نيز به سوي او بگردان و كسي كه رداي تو را بگيرد ، قبا را نيز از او مضايقه مكن. 30 هركه از تو سؤال كند بدو بده و هر كه مال تو را گيرد از وي باز مخواه.
31 چنانكه مي خواهيد مردم با شما عمل كنند. شما نيز به همانطور با ايشان سلوك نماييد.
32 زيرا اگر محب�ان خود را محب�ت نماييد ، شما را چه فضيلت است ؟ زيرا گناهكاران هم محب�ان خود را محب�ت مي نمايند.
33 و اگر احسان كنيد با هر كه به شما احسان كند ، چه فضيلت داريد ؟ چونكه گناهكاران نيز چنين مي كنند. 34 و اگر قرض داريد به آناني كه اميد بازگرفتن از ايشان را داريد چه فضيلت است ؟ زيرا گناهكاران نيز به گناهكاران قرض مي دهند تا از ايشان عوض گيرند.
35 بلكه دشمنان خود را محب�ت نماييد و احسان كنيد و بدون اميد� عوض ، قرض دهيد زيرا كه اجر شما عظيم خواهد بود و پسران حضرت اعلي خواهيد بود چونكه او با ناسپاسان و بدكاران مهربان است.
36 پس رحيم باشيد چنانكه پدر شما نيز رحيم است.
37 داوري مكنيد تا بر شما داوري نشود و حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود و عفو كنيد تا آمرزيده شويد.
38 بدهيد تا به شما داده شود. زيرا پيمانة نيكوي افشرده و جنبانيده و لبريز شده را در دامن شما خواهند گذارد. زيرا كه به همان پيمانه اي كه مي پيماييد براي شما پيموده خواهد شد.
39 پس براي ايشان م� َثل ي زد كه آيا مي تواند كور ، كور را راهنمايي كند ؟ آيا هر دو حفره اي نمي افتند ؟ 40 شاگرد از معل ّم خويش بهتر نيست ليكن هر كه كامل شده باشد ، مثل استاد خود ب�و�د.
41 و چرا خسي را كه در چشم برادر تو است مي بيني و چوبي را كه در چشم خود داري نمي يابي ؟
42 و چگونه بتواني برادر خود گويي اي برادر اجازت ده تا خس را از چشم تو برآورم و چوبي را كه در چشم خود داري نمي بيني ؟ اي رياكار او�ل چوب را از چشم خود بيرون كن ، آنگاه نيكو خواهي ديد تا خس را از چشم برادر خود برآوري.
43 زيرا هيچ درخت نيكو ميوة بد بار نمي آورد و نه درخت بد ، ميوة نيكو آورد. 44 زيرا كه هر درخت از ميوه اش شناخته مي شود. از خار انجير را نمي يابند و از بوته ، انگور را نمي چينند.
45 آدم نيكو از خزينة خوب دل خود ، چيز نيكو برمي آورد و شخص شرير از خزينة بد دل خويش ، چيز بد بيرون آورد. زيرا كه زيادتي دل زبان سخن مي گويد.
46 و چون است كه مرا خداوند خداوندا مي گوييد و آنچه مي گويم بعمل نمي آوريد.
47 هر كه نزد من آيد و سخنان مرا شنود و آنها را بجا آورد ، شما را نشان مي دهم كه به چه كس مشابهت دارد. 48 مثل شخصي است كه خانه اي مي ساخت و زمين را كنده ، گود نمود و بنيادش را بر سنگ نهاد. پس چون سيلاب آمده ، سيل بر آن خانه زور آورد ، نتوانست آن را جنبش دهد زيرا كه بر سنگ بنا شده بود.
49 ليكن هر كه شنيد و عمل نياورد ، مانند شخصي است كه خانه اي بر روي زمين بي بنياد بنا كرد كه چون سيل بر آن صدمه زد ، فور ًا افتاد و خرابي آن خانه عظيم بود.
7 1 و چون همة سخنان خود را به سمع خلق به اتمام رسانيد ، وارد كفرناحوم شد.
2 و يوزباشي را غلامي كه عزيز او بود ، مريض و مشرف بر موت بود.
3 چون خبر عيسي را شنيد ، مشايخ يهود را نزد وي فرستاده از او خواهش كرد كه آمده. غلام او را شفا بخشد.
817