جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 814

‎18‎ و كساني كه ارواح پليد مع ّذب بودند ، شفا يافتند
كنند.
‎19‎ و تمام آن گروه مي خواستند او را لمس كنند زيرا قو�تي از وي صادر شده ، همه را صح�ت مي بخشيد. ‎20‎ پس نظر خود را به شاگردان خويش افكنده ، گفت: خوشابحال شما اي مسكينان زيرا ملكوت خدا از آن شما است.
‎21‎ خوشابحال شما كه اكنون گرسنه ايد ، زيرا كه سير خواهيد شد. خوشابحال شما كه الحال گريانيد ، زيرا خواهيد خنديد.
‎22‎ خوشابحال شما وقتي كه مردم بخاطر پسر انسان از شما نفرت گيرند و شما را از خود جدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شرير بيرون
‎23‎ در آن روز شاد باشيد و وجد نماييد زيرا اينك اجر شما در آسمان عظيم مي باشد ، زيرا كه همينطور پدران ايشان با انبيا سلوك نمودند. ‎24‎ ليكن واي بر شما اي دولتمندان زيرا كه تس ّلي خود را يافته ايد.
‎25‎ واي بر شما اي سير شدگان ، زيرا گرسنه خواهيد شد. واي بر شما كه الآن خندانيد زيرا كه ماتم و گريه خواهيد كرد. ‎26‎ واي بر شما كه وقتي جميع مردم شما را تحسين كنند ، زيرا همچنين پدران ايشان با انبياي كذبه كردند.
‎27‎ ليكن اي شنوندگان شما را مي گويم دشمنان خود را دوست داريد و با كساني كه از شما نفرت كنند ، احسان كنيد. ‎28‎ و هر كه شما را لعن كند ، براي او بركت بطلبيد و براي هر كه با شما كينه دارد ، دعاي خير كنيد.
‎29‎ و هر كه بر رخسار تو َز َند ، ديگري را نيز به سوي او بگردان و كسي كه رداي تو را بگيرد ، قبا را نيز از او مضايقه مكن. ‎30‎ هركه از تو سؤال كند بدو بده و هر كه مال تو را گيرد از وي باز مخواه.
‎31‎ چنانكه مي خواهيد مردم با شما عمل كنند. شما نيز به همانطور با ايشان سلوك نماييد.
‎32‎ زيرا اگر محب�ان خود را محب�ت نماييد ، شما را چه فضيلت است ؟ زيرا گناهكاران هم محب�ان خود را محب�ت مي نمايند.
‎33‎ و اگر احسان كنيد با هر كه به شما احسان كند ، چه فضيلت داريد ؟ چونكه گناهكاران نيز چنين مي كنند. ‎34‎ و اگر قرض داريد به آناني كه اميد بازگرفتن از ايشان را داريد چه فضيلت است ؟ زيرا گناهكاران نيز به گناهكاران قرض مي دهند تا از ايشان عوض گيرند.
‎35‎ بلكه دشمنان خود را محب�ت نماييد و احسان كنيد و بدون اميد� عوض ، قرض دهيد زيرا كه اجر شما عظيم خواهد بود و پسران حضرت اعلي خواهيد بود چونكه او با ناسپاسان و بدكاران مهربان است.
‎36‎ پس رحيم باشيد چنانكه پدر شما نيز رحيم است.
‎37‎ داوري مكنيد تا بر شما داوري نشود و حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود و عفو كنيد تا آمرزيده شويد.
‎38‎ بدهيد تا به شما داده شود. زيرا پيمانة نيكوي افشرده و جنبانيده و لبريز شده را در دامن شما خواهند گذارد. زيرا كه به همان پيمانه اي كه مي پيماييد براي شما پيموده خواهد شد.
‎39‎ پس براي ايشان م� َثل ي زد كه آيا مي تواند كور ، كور را راهنمايي كند ؟ آيا هر دو حفره اي نمي افتند ؟ ‎40‎ شاگرد از معل ّم خويش بهتر نيست ليكن هر كه كامل شده باشد ، مثل استاد خود ب�و�د.
‎41‎ و چرا خسي را كه در چشم برادر تو است مي بيني و چوبي را كه در چشم خود داري نمي يابي ؟
‎42‎ و چگونه بتواني برادر خود گويي اي برادر اجازت ده تا خس را از چشم تو برآورم و چوبي را كه در چشم خود داري نمي بيني ؟ اي رياكار او�ل چوب را از چشم خود بيرون كن ، آنگاه نيكو خواهي ديد تا خس را از چشم برادر خود برآوري.
‎43‎ زيرا هيچ درخت نيكو ميوة بد بار نمي آورد و نه درخت بد ، ميوة نيكو آورد. ‎44‎ زيرا كه هر درخت از ميوه اش شناخته مي شود. از خار انجير را نمي يابند و از بوته ، انگور را نمي چينند.
‎45‎ آدم نيكو از خزينة خوب دل خود ، چيز نيكو برمي آورد و شخص شرير از خزينة بد دل خويش ، چيز بد بيرون آورد. زيرا كه زيادتي دل زبان سخن مي گويد.
‎46‎ و چون است كه مرا خداوند خداوندا مي گوييد و آنچه مي گويم بعمل نمي آوريد.
‎47‎ هر كه نزد من آيد و سخنان مرا شنود و آنها را بجا آورد ، شما را نشان مي دهم كه به چه كس مشابهت دارد. ‎48‎ مثل شخصي است كه خانه اي مي ساخت و زمين را كنده ، گود نمود و بنيادش را بر سنگ نهاد. پس چون سيلاب آمده ، سيل بر آن خانه زور آورد ، نتوانست آن را جنبش دهد زيرا كه بر سنگ بنا شده بود.
‎49‎ ليكن هر كه شنيد و عمل نياورد ، مانند شخصي است كه خانه اي بر روي زمين بي بنياد بنا كرد كه چون سيل بر آن صدمه زد ، فور ًا افتاد و خرابي آن خانه عظيم بود.
7 1 و چون همة سخنان خود را به سمع خلق به اتمام رسانيد ، وارد كفرناحوم شد.
2 و يوزباشي را غلامي كه عزيز او بود ، مريض و مشرف بر موت بود.
3 چون خبر عيسي را شنيد ، مشايخ يهود را نزد وي فرستاده از او خواهش كرد كه آمده. غلام او را شفا بخشد.
‎817‎