جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 758

كتاب ملاكي نبي
1
1 و�ح� ِي كلام خداوند دربارة اسرائيل به واسطة م�لاكي.
2 خداوند مي گويد كه شما را دوست داشته ام. ام�ا شما مي گوييد: چگونه ما را دوست داشته اي ؟ آيا عي�س�و برادر يعقوب نبود ؟ و خداوند مي گويد كه يعقوب را دوست داشتم ،
3 و از عيسو نفرت نمودم و كوههاي او را ويران و ميراث وي را نصيب شغالهاي بيابان گردانيدم. 4 چونكه َادو�م مي گويد: منهدم شده ايم ام�ا خواهيم برگشت و مخروبه ها را بنا خواهيم نمود. يهوه صبايوت چنين مي فرمايد: ايشان بنا خواهند نمود ، ام�ا من منهدم خواهم ساخت و ايشان را به سرح د� شرارت و به قومي كه خداوند بر ايشان تا به ابد غضبناك مي باشد ، مسم�ي خواهند ساخت. 5 و چون چشمان شما اين را بيند خواهيد گفت: خداوند از حدود اسرائيل متع ّظم باد!
6 پسر ، پدر خود و غلام ، آقاي خود را احترام مي نمايد ، پس اگر من پدر هستم احترام من كجا است ؟ و اگر من آقا هستم هيبت من كجا است ؟ يهوه صبايوت به شما تكل ّم مي كند ، اي كاهناني كه اسم مرا حقير مي شماريد و مي گوييد چگونه اسم تو را حقير شمرده ايم ؟
7 نان نجس بر مذبح من مي گذرانيد و مي گوييد چگونه تو را بي حرمت نموده ايم ؟ از اينكه مي گوييد خوان خداوند مح ّقر است. 8 و چون كور را براي قرباني مي گذارنيد ، آيا قبيح نيست ؟ و چون لنگ يا بيمار را مي گذرانيد ، آيا قبيح نيست ؟ آن را به حاكم خود هديه بگذران وآيا او از تو راضي خواهد شد يا تو را مقبول خواهد داشت ؟ قول يهوه صبايوت اين است.
9 و الآن از خدا مسألت نما تا بر ما ترح�م نمايد. يهوه صبايوت مي گويد اين از دست شما واقع شده است ، پس آيا هيچ كدام از شما را مستجاب خواهد فرمود ؟
‎10‎ كاش كه يكي از شما مي بود كه درها را ببندد تا آتش بر مذبح من بيجا نيفروزيد. يهوه صبايوت مي گويد: در شما هيچ خوشي ندارم و هيچ هديه از دست شما قبول نخواهم كرد.
‎11‎ زيراكه از مطلع آفتاب تا مغربش اسم من درميان ام�ت ها عظيم خواهد بود ؛ و ب� ٌخور و هدية طاهر در هر جا به اسم من گذرانيده خواهد شد ، زيرا يهوه صبايوت مي گويد كه اسم من درميان ام�ت ها عظيم خواهد بود.
‎12‎ اما شما آن را بي حرمت مي سازيد چونكه مي گوييد كه خوان خداوند نجس است و ثمرة آن يعني طعامش مح ّقر است.
‎13‎ و يهوه صبايوت مي فرمايد كه شما مي گوييد اينك اين چه زحمت است و آن را اهانت مي كنيد و چون حيوانات دريده شده و لنگ و بيمار را آورده ، آنها را براي هديه مي گذرانيد آيا من آنها را از دست شما قبول خواهم كرد ؟ قول خداوند اين است.
‎14‎ پس ملعون باد هركه فريب دهد و با آنكه نرينه اي در گلة خود دارد معيوبي براي خداوند نذر كرده ، آن را ذبح نمايد ، زيراكه يهوه صبايوت مي گويد: من پادشاه عظيم مي باشم واسم من درميان ام�ت ها مهيب خواهد بود.
2 1 و الآن اي كاهنان اين وصي�ت براي شما است!
2 يهوه صبايوت مي گويد كه اگر نشنويد و آن را در دل خود جا ندهيد تا اسم مرا تمجيد نماييد ، من برشما لعن خواهم فرستاد و بر بركات شما لعن خواهم كرد ، بلكه آنها را لعن كرده ام چونكه آن را در دل خود جا نداديد.
3 اينك من زراعت را به سبب شما نهيب خواهم نمود و بر رويهاي شما سرگين يعني سرگين عيدهاي شما را خواهم پاشيد و شما را با آن خواهند برداشت.
4 و خواهيد دانست كه من اين وصي�ت را بر شما فرستاده ام تا عهد من با لاوي باشد قول يهوه صبايوت اين است. 5 عهد من با وي عهد حيات و سلامتي مي بود و آنها را به سبب ترسي كه از من مي داشت ، به وي دادم و به سبب آنكه از اسم من هراسان مي بود. 6 شريعت ح ق� در دهان او مي بود و بي انصافي بر لبهايش يافت نمي شد ، بلكه در سلامتي و استقامت با من سلوك مي نمود و بسياري را از گناه برمي گردانيد.
7 زيرا كه لبهاي كاهن مي بايد معرفت را حفظ نمايد تا شريعت را از دهانش بطلبند چونكه او رسول يهوه صبايوت مي باشد. 8 اما يهوه صبايوت مي گويد كه شما از طريق تجاوز نموده ، بسياري را در شريعت لغزش داديد و عهد لاوي را شكستيد.
9 بنابراين من نيز شما را نزد تمامي اين قوم خوار و پست خواهم ساخت زيراكه طريق مرا نگاه نداشته و در اجراي شريعت طرفداري نموده ايد.
‎10‎ آيا جميع ما را يك پدر نيست و آيا يك خدا ما را نيافريده است ؟ پس چرا عهد پدران خود را بي حرمت نموده ، با يكديگر خيانت مي ورزيم ؟
‎761‎