جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | 页面 738

7 آيا خداوند از هزارها قوچ وازده يك هزارها نهر روغن راضي خواهد بود ؟ آيا نخست زادة خود را به عوض معصيتم و ثمرة بدن خويش را به عوض گناه جانم بدهم ؟
8 اي مرد از آنچه نيكو است تو را اخبار نموده است ؛ و خداوند از تو چه چيز را مي طلبد غير از اينكه انصاف را بجا آوري و رحمت را دوست بداري و در حضور خداي خويش با فروتني سلوك نمايي ؟
9 آواز خداوند به شهر ندا مي دهد و حكمت اسم او را مشاهده مي نمايد. عصا و تعيين كنندة آن را بشنويد.
‎10‎ آيا تا به حال گنجهاي شرارت و ايفاي ناقص ملعون در خانة شريران مي باشد ؟
‎11‎ آيا من با ميزانهاي شرارت و با كيسة سنگهاي ناراست بري خواهم شد ؟
‎12‎ زيراكه دولتمندان او از ظلم مم�لواند و ساكنانش دروغ مي گويند و زبان ايشان در دهانشان فريب محض است ،
‎13‎ پس من نيز تو را به سبب گناهانت به جراحات مهلك مجروح ساخته ، خراب خواهم نمود. ‎14‎ تو خواهي خورد اما سير نخواهي شد و گرسنگي تو در اندرونت خواهد ماند و بيرون خواهي برد اما رستگار نخواهي ساخت و آنچه را كه رستگار نمايي من به شمشير تسليم خواهم نمود.
‎15‎ تو خواهي كاشت اما نخواهي درويد ؛ تو زيتون را به پا خواهي فشرد اما خويشتن را به روغن تدهين نخواهي نمود ؛ و عصير انگور را اما شراب نخواهي نوشيد.
‎16‎ زيرا كه قوانين ع�م�ري و جميع اعمال خاندان اخاب نگاه داشته مي شود و به مشورت هاي ايشان سلوك مي نماييد تا تو را به ويراني و ساكنانش را به س ّخريه تسليم نمايم ، پس عار قوم مرا متحم�ل خواهيد شد.
7 1 واي بر من زيرا كه مثل جمع كردن ميوه ها و مانند چيدن انگورهايي شده ام كه نه خوشه اي براي خوراك دارد و نه نوبر انجيري كه جان من آن را مي خواهد.
2 مرد مت ُق ّي از جهان نابود شده ، و راست كردار از ميان آدميان معدوم گرديده است. جيمع ايشان براي خود كمين مي گذارند و يكديگر را به دام صيد مي نمايند.
3 دستهاي ايشان براي شرارت چالاك است ؛ رئيس طلب مي كند و داور رشوه مي خواهد و مرد بزرگ به هواي نفس خود تك ّلم مي نمايد ؛ پس ايشان آن را به هم مي بافند.
4 نيكوترين ايشان مثل خار مي باشد و راست كردار ايشان از خاربست بدتر. روز پاسبانانت و روز عقوبت تو رسيده است ، الآن اضطراب ايشان خواهد بود.
5 بر يار خود اعتماد مدار و بر دوست خالص خويش تو ّكل منما و در دهان خود را از آغوش خود نگاه دار.
باشند.
6 زيرا كه پسر ، پدر را افتضاح مي كند و دختر با مادر خود و عروس با خارسوي خويش مقاومت مي نمايند و دشمنان شخص اهل خانة او مي
7 اما من بسوي خداوند نگرانم و براي خداي نجات خود انتظار مي كشم و خداي من مرا اجابت خواهد نمود.
8 اي دشمن من ، بر من شادي منما زيرا اگر چه بيفتم خواهم برخاست و اگرچه در تاريكي بنشينم ، خداوند نور من خواهد بود. 9 غضب خداوند را متحم�ل خواهم شد زيرا به او گناه ورزيده ام تا او دعوي مرا فيصل كند و داوري مرا بجا آورد. پس مرا به روشنايي بيرون خواهد آورد و عدالت او را مشاهده خواهم نمود.
‎10‎ دشمنم اين را خواهد ديد و خجالت او را خواهد پوشانيد زيرا به من مي گويد: يهوه خداي تو كجا است ؟ چشمانم بر او خواهد نگريست و او الآن مثل گل كوچه ها پايمال خواهد شد.
‎11‎ در روز بنا نمودن ديوارهايت در آن روز شريعت دور خواهد شد.
‎12‎ در آن روز از آشور و از شهرهاي مصر و از مصر تا نهر فرات و از دريا تا دريا و از كوه تا نزد تو خواهند آمد.
‎13‎ و زمين به سبب ساكنانش ، به جهت نتيجة اعمالشان ويران خواهد شد. ‎14‎ قوم خود را به عصاي خويش شباني كن و گوسفندان ميراث خود را كه در جنگل و درميان َكر�م� ْل به تنهايي ساكن مي باشند. ايشان مثل اي�ام سابق در باشان و ج ِل ْعاد بچرند.
‎741‎