جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 699

‎12‎ و چون رئيس هدية تبر�عي را خواه قرباني سوختني يا ذبايح سلامتي به جهت هدية تبر�عي براي خداوند بگذراند ، آنگاه دروازه اي را كه به سمت مشرق متو�جه است بگشايند و او قرباني سوختني و ذبايح سلامتي خود را بگذراند به طوري كه آنها را در روز س�ب�ت مي گذراند. پس بيرون رود و چون بيرون رفت دروازه را ببندند.
‎13‎ و يك برة يك سالة بي عيب هر روز به جهت قرباني سوختني براي خداوند خواهي گذرانيد ، هر صبح آن را بگذران ، ‎14‎ و هر بامداد هدية آردي آن را خواهي گذرانيد ، يعني يك س�د�س ايفا و يك ثلث هين روغن كه بر آر�د نرم پاشيده شود كه هدية آردي دايمي براي خداوند به فريضة ابدي خواهند بود.
‎15‎ پس بره و هدية آردي اش و روغنش را هر صبح به جهت قرباني سوختني دايمي خواهند گذرانيد.
‎16‎ خداوند يهوه چنين مي گويد: » چون رئيس بخششي به يكي از پسران خود بدهد ، حق� ار�ثيت آن از آن پسرانش خواهد بود و م�ل ْك ايشان به رسم ار�ثيت خواهد بود.
‎17‎ ليكن اگر بخششي از ملك موروث خويش به يكي از بندگان خود بدهد ، تا سال انفكاك از آن او خواهد بود پس به رئيس راجع خواهد شد و ميراث او فقط از آن پسرانش خواهد بود.
نشوند.
‎18‎ و رئيس از ميراث قوم نگيرد و م�لك ايشان را غصب ننمايد بلكه پسران خود را از ملك خويش ميراث دهد تا قوم من هر كس از ملك خويش پراكنده
‎19‎ پس مرا از مدخلي كه به پهلوي دروازه بود به حجره هاي مقد�س كاهنان كه به سمت شمال متوج�ه بود درآورد. و اينك در آنجا بهر دو طرف به سمت مغرب مكاني بود.
‎20‎ و مرا گفت: » اين است مكاني كه كاهنان ، قرباني جرم و قرباني گناه را طبخ مي نمايند و هدية آردي را مي پزند تا آنها را به صحن بيروني به جهت تقديس نمودن قوم بيرون نياورند.
‎47‎
‎21‎ پس مرا به صحن بيروني آورد و مرا به چهار زاوية صحن گردانيد و اينك در هر زاوية صحن صحني بود.
‎22‎ يعني در چهار گوشة صحن صحنهاي محو�طه اي بود كه طول هريك چهل و عرضش سي ذراع بود. اين چهار را كه در زاويه ها بود يك مقدار بود.
‎23‎ و به گرداگرد آنها بطرف آن چهار طاقها بود و مطبخ ها زير آن طاقها از هر طرفش ساخته شده بود. ‎24‎ و مرا گفت: » اينك مطبخ ها مي باشد كه خادمان خانه در آنها ذبايح قوم را طبخ مي نمايند.
1 و مرا نزد دروازة خانه آورد و اينك آبها از زير آستانة خانه بسوي مشرق جاري بود ، زيرا كه روي خانه به سمت مشرق بود و آن آبها از زير جانب راست خانه از طرف جنوب مذبح جاري بود.
2 پس مرا از راه دروازة شمالي بيرون برده ، از راه خارج به دروازة بيروني به راهي كه به سمت مشرق متوج�ه است گردانيد و اينك آبها از جانب راست جاري بود.
3 و چون آن مرد بسوي مشرق بيرون رفت ، ريسمانكاري در دست داشت و هزار ذراع پيموده ، مرا از آب عبور داد و آبها به قوزك مي رسيد. 4 پس هزار ذراع پيمود و مرا از آبها عبور داد و آب به زانو مي رسيد و باز هزار ذراع پيموده ، مرا عبور داد و آب به كمر مي رسيد.
5 پس هزار ذراع پيمود و نهري بود كه از آن نتوان عبوركرد زيرا كه آب زياده شده بود ، آبي كه در آن مي شود شنا كرد ، نهري كه از آن عبور نتوان كرد.
6 و مرا گفت: اي پسر انسان آيا اين را ديدي ؟ پس مرا از آنها برده ، به كنار نهر برگردانيد. 7 و چون برگشتم اينك بر كنار نهر از اينطرف و از آنطرف درختان بي نهايت بسيار بود.
8 و مرا گفت: اين آنها بسوي ولايت شرقي جاري مي شود و به ع�ر�ب�ه فرود شده ، به دريا مي رود و چون به دريا داخل مي شود آبهايش شفا مي يابد. 9 و واقع خواهد شد كه هرذي حيات� خزنده اي در هر جايي كه آن نهر داخل شود ، زنده خواهد گشت و ماهيان از حد� زياده پيدا خواهد شد ، زيرا چون اين آبها به آنجا مي رسد ، آن شفا خواهد يافت و هرجايي كه نهر جاري مي شود ، همه چيز زنده مي گردد.
‎10‎ و صي�ادان بر كنار آن خواهند ايستاد و از ع�ين ج�دي تا عين عج�لايم موضعي براي پهن كردن دامها خواهد بود و ماهيان آنها به حسب جنسها ، مثل ماهيان درياي بزرگ از حد� زياده خواهند بود.
‎11‎ ام�ا خلابها و تالابهايش شفا نخواهد يافت بلكه به نمك تسليم خواهد شد.
‎12‎ و بر كنار نهر به اينطرف و آنطرف هر قسم درخت خوراكي خواهد روييد كه برگهاي آنها پژمرده نشود و ميوه هاي آنها لاينقطع خواهد بود و هر ماه ميوة تازه خواهد آورد زيرا كه آبش از م�ق ْد�س جاري مي شود و ميوة آنها براي خوراك و برگهاي آنها به جهت علاج خواهد بود.
‎13‎ خداوند يهوه چنين مي گويد: » اين است حدودي كه زمين را براي دوازده سبط اسرائيل به آنها تقسيم خواهيد نمود. براي يوسف دو قسمت.
‎702‎