جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 693

5 و اينك حصاري بيرون خانه گرداگردش بود و به دست آن مرد ني پيمايش شش ذراعي بود كه هر ذارعش يك ذراع و يك قبضه بود. پس عرض بنا را يك ني و بلندي اش را يك ني پيمود.
6 پس نزد دروازه اي كه بسوي مشرق متوج�ه بود آمده ، به پ ّله هايش برآمد. و آستانة دروازه را پيمود كه عرضش يك ني بود و عرض آستانة ديگر را كه يك ني بود.
7 و طول هر غرفه يك ني بود و عرضش يك ني. و ميان غرفه ها مسافت پنج ذارع. و آستانة دروازه نزد رواق دروازه از طرف اندرون يك ني بود. 8 ورواق دروازه را از طرف اندرون يك ني پيمود.
9 پس رواق دروازه را هشت ذارع و ا�س�برهايش را دو ذارع پيمود و رواق دروازه بطرف اندرون بود.
‎10‎ و حجره هاي دروازه بطرف شرقي ، سه از اينطرف و سه از آنطرف بود. و هر سه را يك پيمانش وا�س�برها را از اينطرف و آنطرف يك پيمانش بود.
‎11‎ و عرض دهنة دروازه را ده ذارع و طول دروازه را سيزده ذارع پيمود.
‎12‎ و محجري پيش روي حجره ها از اينطرف يك ذارع و محجري ازآنطرف يك ذارع و حجره ها از اين طرف شش ذارع و از آنطرف شش ذارع بود.
‎13‎ و عرض دروازه را از سقف يك حجره تا سقف ديگري بيست و پنج ذارع پيمود. و دروازه در مقابل دروازه بود. ‎14‎ و ا�س�برها را شصت ذارع ساخت و رواق گرداگرد دروازه به ا�س�برها رسيد.
‎15‎ و پيش دروازة مدخل تا پيش رواق اندروني پنجاه ذارع بود. ‎16‎ و حجره ها و ا�س�برهاي آنها را به اندرون دروازه پنجره هاي مشب�ك بهر طرف بود و همچنين رواقها را و پنجره ها بطرف اندرون گرداگرد بود و بر اس�برها نخلها بود.
‎17‎ پس مرا به صحن بيروني آورد و اينك اطاقها و سنگ فرشي كه براي صحن از هر طرفش ساخته شده بود. سي اطاق بر آن سنگ فرش بود. ‎18‎ و سنگ فرشي يعني سنگ فرش يائيني به جانب دروازه ها يعني به اندازة طول دروازه ها بود.
‎19‎ و عرضش را از برابر دروازة پاييني تا پيش صحن اندروني از طرف بيرون صد ذراع به سمت مشرق و سمت شمال پيمود. ‎20‎ و طول و عرض دروازه اي را كه رويش بطرف شمال صحن بيروني بود پيمود.
ذراع.
‎21‎ و حجره هايش سه از اينطرف و سه از آنطرف و ا�سب�رهايش و رواقهايش موافق پيمايش دروازه او�ل بود. طولش پنجاه ذارع و عرضش بيست و پنج
‎22‎ و پنجره هايش و روافهايش و نخلهايش موافق پيمايش دروازه اي كه رويش به سمت مشرق است بود. و به هفت پل ّه به آن برمي آمدند و رواقهايش پيش روي آنها بود.
‎23‎ و صحن اندروني را دروازه اي در مقابل دروازة ديگر بطرف شمال و بطرف مشرق بود. و از دروازه تا دروازه صد ذراع پيمود. ‎24‎ پس مرا بطرف جنوب برد. و اينك دروازه اي به سمت جنوب و ا�س�برهايش و رواقهايش را مثل اين پيمايش پيمود.
‎25‎ و براي آن و براي رواقهايش پنجره ها مثل آن پنجره ها گرداگرد بود. طولش پنجاه ذراع و عرضش بيست وپنج ذراع بود. ‎26‎ و زينه هاي آن هفت پل ّه داشت. و رواقش پيش آنها بود و آن را نخلها يكي از اينطرف و ديگري از آنطرف بر ا�س�برهايش بود.
‎27‎ و صحن اندروني بطرف جنوب دروازه اي داشت و از دروازه تا دروازه به سمت جنوب صد ذراع پيمود. ‎28‎ و مرا از دروازة جنوبي به صحن اندروني آورد. و دروازة جنوبي را مثل اين پيمايش پيمود.
‎29‎ و حجره هايش وا�س�برهايش موافق اين پيمايشها بود. و در آن و در رواقهايش پنجره ها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذارع و عرضش بيست و پنج ذارع بود.
‎30‎ و طول رواقي كه گرداگردش بود بيست و پنج ذراع وعرضش پنج ذراع بود.
‎31‎ و رواقش به صحن بيروني مي رسيد و نخلها بر ا�س�برهايش بود و زينه اش هشت پل ّه داشت.
‎32‎ پس مرا به اندروني به سمت مشرق آورد و دروازه را مثل اين پيمايش پيمود.
‎33‎ و حجره هايش و ا�س�برهايش و رواقهايش موافق اين پيمايشها بود. و در آن و در رواقهايش پنجره ها به هر طرفش بود طولش پنجاه ذراع و عرضش بيست و پنج بود.
‎34‎ و رواقهايش بسوي صحن بيروني و نخلها بر ا�س�برهايش از اين طرف و آنطرف بود و زينه اش هفت پل ّه داشت. ‎35‎ و مرا به دروازة شمالي آورد و آن را مثل اين پيمايشها پيمود.
‎36‎ وحجره هايش و اسبرهايش و رواقهايش را نيز. و پنجره ها گرداگردش بود و طولش پنجاه ذراع وعرضش بيست و پنج ذراع بود. ‎37‎ و اسبرهايش بسوي صحن بيروني بود و نخلها بر اسبرهايش از اينطرف و از آن طرف بود و زينه اش هشت پل ّه داشت.
‎38‎ و نزد اسبرهاي دروازه ها اطاقي با دروازه اش بود كه در آن قرباني هاي سوختني را مي شستند.
‎696‎