هستم. 7
13 و دست خود را بر ايشان دراز كرده ، زمين را در تمام مسكن هاي ايشان خرابتر و ويرانتر از بيابان د�ب�له خواهم ساخت. پس خواهند دانست كه من يهوه
1 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت:
2 و تو اي پسر انسان بگو: خداوند يهوه به زمين اسرائيل چنين مي گويد: انتهايي بر چهار گوشة زمين انتها رسيده است.
3 الآن انتها بر تو رسيده است و من خشم خود را بر تو وارد آورده ام و بر وفق راههايت ترا داوري نموده ، تمامي رجاسات را بر تو خواهم نهاد. 4 و چشم من بر تو شفقت نخواهد كرد و رحمت نخواهم فرمود بلكه راههاي تو را بر تو خواهم نهاد و رجاسات تو درميانت خواهد بود پس خواهي دانست كه من يهوه هستم.
8
5 خداوند يهوه چنين مي گويد: بلا هان بلاي واحد مي آيد!
6 انتهايي مي آيد ، انتهايي مي آيد و به ّضد تو بيدار شده است. هان مي آيد. 7 اي ساكن زمين اجل تو بر تو مي آيد. وقت معي�ن مي آيد و آن روز نزديك است. روز هنگامه خواهد شد و نه روز آواز شادماني بر كوهها.
8 الآن عنقريب غضب خود را بر تو به اتمام رسانيده ، تو را موافق راههايت داوري خواهم نمود و جميع رجاسات ترا بر توخواهم نهاد. 9 و چشم من شفقت نخواهد كرد و رحمت نخواهم فرمود ، بلكه مكافات راههايت را به تو خواهم رسانيد و رجاسات تو درميانت خواهد بود و خواهيد دانست كه زنندة تو من يهوه هستم.
10 اينك آنروز هان مي آيد! اجل تو بيرون آمده و عصا شكوفه آورده و تكب�ر ، گل كرده است.
11 ظلم عصاي شرارت گشته است از ايشان و از جمعيت ايشان و از ازدحام ايشان چيزي باقي نيست و در ميان ايشان حشمتي نمانده است.
12 وقت مي آيد و آنروز نزديك است. پس مشتري شادي نكند و فروشنده ماتم نگيرد ، زيرا كه خشم بر تمامي جمعي�ت ايشان قرار گرفته است.
13 زيرا كه فروشندگان اگرچه در ميان زندگان زنده مانند ، به آنچه فروخته باشند نخواهند برگشت ، چونكه غضب بر تمامي جمعي�ت ايشان قرار گرفته است ايشان نخواهند برگشت و هيچكس به گناه خويش زندگي خود را تقويت نخواهد داد.
14 ك َر ِن ّا را نواخته و همه چيز را مهي�ا ساخته اند ، اما كسي به جنگ نمي رود زيرا كه غضب من بر تمامي جمعي�ت ايشان قرار گرفته است.
15 شمشير در بيرون است و وبا و قحط در اندرون. آنكه در صحرا است به شمشير مي ميرد و آنكه در شهر است قحط و وبا او را هلاك مي سازد. 16 و رستگاران ايشان فرار مي كنند و مثل فاخته هاي در�ه ها بر كوهها مي باسند و هركدام از ايشان به سبب گناه خود ناله مي كنند. 17 همة دستها س�ست شده و جميع زانوها مثل آب بي تاب گرديده است.
18 و پلاس دربر مي كنند و وحشت ايشان را مي پوشاند و بر همة چهره ها خجلت و بر جميع سرها گري مي باشد.
19 نقرة خود را در كوچه ها مي ريزند و طلاي ايشان مثل چيز نجس مي باشد نقره و طلاي ايشان در روز غضب خداوند ايشان را نتواند رهانيد. جانهاي خود را سير نمي كنند و بطنهاي خويش را پر نمي سازند زيرا گناه ايشان سنگ مصادم آنها شده است.
20 و او زيبايي زينت خود را در كبريايي قرار داده بود ، اما ايشان بتهاي مكروهات و رجاسات خويش را در آن ساختند. بنابراين آن را براي ايشان مثل چيز نجس خواهم گردانيد.
21 و آن را به دست غريبان به تاراج و به شريران جهان به غارت خواهم داد و آن را بي عصمت خواهند ساخت.
22 و روي خود را از ايشان خواهم برگردانيد و مكان مستور مرا بي عصمت خواهند نمود و ظالمان داخل آن شده ، آن را بي عصمت خواهند ساخت.
23 زنجير را بساز ، زيرا كه زمين از جرمهاي خونريزي پر است و شهر از ظلم مم ّلو. 24 و اشرار ام�ت ها را خواهم آورد و در خانه هاي ايشان تصر�ف خواهند نمود و تكب�ر زورآوران را زايل خواهم ساخت و آنها مكان هاي مقد�س ايشان را بي عصمت خواهند نمود.
25 هلاكت مي آيد و سلامتي را خواهند طلبيد ، ام�ا يافت نخواهد شد.
26 مصيبت بر مصيبت مي آيد و آوازه بر آوازه مسموع مي شود. رؤيا از نبي مي طلبند ، ام�ا شريعت از كاهنان و مشورت از مشايخ نابود شده است. 27 پادشاه ماتم مي گيرد و رئيس به حيرت ملب�س مي شود و دستهاي اهل زمين مي لرزد. و موافق راههاي ايشان با ايشان عمل خواهم نمود و بر وفق استحقاق ايشان ايشان را داوري خواهم نمود. پس خواهند دانست كه من يهوه هستم ؟
1 و در سال ششم در روز پنجم از ماه ششم ، چون من در خانة خود نشسته بودم و مشايخ يهودا پيش من نشسته بودند ، آنگاه دست خداوند يهوه در آنجا بر من فرود آمد.
664