جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 615

‎11‎ آنگاه تو به ايشان بگو: خداوند مي گويد: از اين جهت كه پدران شما مرا ترك كردند و خدايان غير را پيروي نموده ، آنها را عبادت و سجده نموده ، و مرا ترك كرده ، شريعت مرا نگاه نداشتند.
‎12‎ و شما از پدران خويش زياده شرارت ورزيديد چونكه هر يك از شما سركشي دل شرير خود را پيروي نموديد و به من گوش نگرفتيد.
‎13‎ بنابراين من شما را از اين زمين به زميني كه شما و پدران شما ندانسته ايد خواهم انداخت و در آنجا شبانه روز خدايان غير را عبادت خواهيد نمود زيرا كه من بر شما ترح�م نخواهم نمود.
‎14‎ بنابراين خداوند مي گويد: اينك اي�امي مي آيد كه بار ديگر گفته نخواهد شد قسم به حيات يهوه كه بني اسرائيل را از زمين مصر بيرون آورد.
‎15‎ بلكه قسم به حيات يهوه كه بني اسرائيل را از زمين شمال و همة زمينهايي كه ايشان را به آنها رانده بود برآورد. زيرا من ايشان را به زميني كه به پدران ايشان داده ام باز خواهم آورد.
‎16‎ خداوند مي گويد: اينك ماهي گيران بسيار را خواهم فرستاد تا ايشان را صيد نمايند و بعد از آن صي�ادان بسيار را خواهم فرستاد تا ايشان را از هر كوه و هر ت ّل و از سوراخهاي صخره ها شكار كنند.
‎17‎ زيرا چشمانم بر همة راههاي ايشان است و آنها از نظر من پنهان نيست و عصيان ايشان از چشمان من مخفي ني.
‎18‎ و من اول عصيان و گناهان ايشان را مكافات مضاعف خواهم رسانيد چونكه زمين مرا به لاشهاي رجاسات خود ملو�ث نموده و ميراث مرا به مكروهات خويش مملو� ساخته اند.
‎19‎ اي خداوند كه قو�ت من و قلعة من و در روز تنگي پناهگاه من هستي! ام�ت ها از كرانهاي زمين نزد تو آمده ، خواهند گفت: پدران ما جز دروغ و اباطيل و چيزهايي را كه فايده نداشت وارث هيچ نشدند.
‎20‎ آيا مي شود كه انسان براي خود خدايان بسازد و حال آنكه آنها خدا نيستند ؟
‎21‎ بنابراين هان اين مرتبه ايشان را عارف خواهم گردانيد بلي دست خود و جبروت خويش را معروف ايشان خواهم ساخت و خواهند دانست كه اسم من يهوه است.
‎17‎ 1 گناه يهودا به قلم آهنين و نوك الماس مرقوم است. و بر لوح دل ايشان و بر شاخهاي مذبح هاي شما منقوش است.
2 مادامي كه پسران ايشان مذبح هاي خود و اشيريم خويش را نزد درختان سبز و بر ت ّلهاي بلند ياد مي دارند ،
3 اي كوه من كه در صحرا هستي توانگري و تمامي خزاين تو را به تاراج خواهم داد و مكانهاي بلند تو را نيز به سبب گناهي كه در همة حدود خود ورزيده اي.
4 و تو از خودت نيز ملك خويش را كه به تو داده ام بي زرع خواهي گذاشت و دشمنانت را در زميني كه نمي داني خدمت خواهي نمود زيرا آتشي در غضب من افروخته ايد كه تا به ابد مشتعل خواهد بود.
5 وخداوند چنين مي گويد: » ملعون باد كسي كه بر انسان تو ّكل دارد و بشر را اعتماد خويش سازد و دلش از يهوه منحرف باشد. 6 و او مثل درخت عرعردر بيابان خواهد بود و چون نيكويي آيد آن را نخواهد ديد بلكه در مكان هاي خشك بيابان در زمين شورة غير مسكون ساكن خواهد شد.
7 مبارك باد كسي كه بر خداوند توك ّل دارد و خداوند اعتماد او باشد. 8 او مثل درخت نشانده بر كنار آب خواهد بود كه ريشه هاي خويش را بسوي نهر پهن مي كند و چون گرما بيايد نخواهد ترسيد و برگش شاداب خواهد ماند و در خشكسالي انديشه نخواهد داشت و از آوردن ميوه باز نخواهد ماند. 9 دل از همه چيز فربينده تر است و بسيار مريض است كيست كه آن را بداند ؟
‎10‎ من يهوه تفتيش كنندة دل و آزمايندة ُگرده ها هستم تا به هركس برحسب راههايش و بر وفق ثمرة اعمالش جزا دهم.
‎11‎ مثل كبك كه بر تخمهايي كه ننهاده باشد بنشيند ، همچنان است كسي كه مال را به بي انصافي جمع كند. در نصف روزهايش آن را ترك خواهد كرد و در آخرت خود احمق خواهد بود.
‎12‎ موضع قدس ما كرسي جلال و از ازل مرتفع است.
‎13‎ اي خداوند كه اميد اسرائيل هستي همگاني كه تو را ترك نمايند خجل خواهند شد. آناني كه از من منحرف شوند در زمين مكتوب خواهند شد چونكه خداوند را كه چشمة آب حيات است ترك نموده اند.
‎14‎ اي خداوند مرا شفا بده ، پس شفا خواهم يافت. مرا نجات بده ، پس ناجي خواهم شد زيرا كه تو تسبيح من هستي.
‎15‎ اينك ايشان به من مي گويند: » كلام خداوند كجاست ؟ الآن واقع بشود. ‎16‎ و اما من از بودن شبان براي پيروي تو تعجيل ننمودم و تو مي داني كه يوم بلا را نخواستم. آنچه از لبهايم بيرون آمد به حضور تو ظاهر بود.
‎618‎