4 خداوند يهوه زبان تلاميذ را به من داده است تا بدانم كه چگونه خستگان را به كلام تقويت دهم. هر بامداد بيدار مي كند. گوش مرا بيدار مي كند تا مثل تلاميذ بشنوم.
5 خداوند يهوه گوش مرا گشود و مخالفت نكردم و به عقب برنگشتم.
6 پشت خود را به زنندگان و رخسار خود را به م�و َكنان دادم و روي خود را از رسوايي و آب دهان پنهان نكردم. 7 چونكه خداوند يهوه مرا اعانت مي كند ، پس رسوا نخواهم شد ، از اين جهت روي خود را مثل سنگ خارا ساختم و مي دانم كه خجل نخواهم گرديد. 8 آنكه مرا تصديق مي كند نزديك است. پس كيست كه با من مخاصمه نمايد تا با هم بايستيم و كيست كه بر من دعوي نمايد پس او نيزديك من بيايد ؟
9 اينك خداوند يهوه مرا اعانت مي كند ؛ پس كيست مرا ملزم سازد ؟ همانا همگي ايشان را خواهد خورد.
10 كيست از شما كه خداوند مي ترسد و آواز بندة او را مي شنود ؟ هركه در ظلمت سالك باشد و روشنايي ندارد ، او به اسم يهوه تو ّكل نمايد و به خداي خويش اعتماد بكند.
51
11 هان جميع شما كه آتش مي افروزيد و كمر خود را به مشعلها مي بنديد ، در روشنايي آتش خويش و در مشعلهايي كه خود افروخته ايد سالك باشدي ، ام�ا اين از دست من به شما خواهد رسيد كه در اندوه خواهيد خوابيد.
1 اي پيروان عدالت و طالبان خداوند مرا بشنويد! به صخره اي كه از آن قطع گشته و به حفرة چاهي كه ازآن كنده شده ايد ، نظر كنيد.
2 به پدر خود ابراهيم و به ساره كه شما را زاييد نظر نماييد زيرا او يك نفر بود حيني كه او را دعوت نمودم و او را بركت داده ، كثير گردانيدم.
3 به تحقيق خداوند صهيون را تسل ّي داده ، تمامي خرابه هايش را تسل ّي بخشيده است و بيابان او را مثل عدن و هامون او را مانند جن ّت خداوند ساخته است و خوشي و شادي در آن يافت مي شود و تسبيح و آواز ترن ّم.
4 اي قوم من به من توجه نماييد و اي طايفة من به من گوش دهيد زيرا كه شريعت از نزد من صادر مي شود و داوري خود را برقرار مي كنم تا قوم ها را روشنايي بشود.
ماند.
5 عدالت من نزديك است و نجات من ظاهر شده ، بازوي من قوم ها را داوري خواهد نمود و جزيره ها منتظر من شده ، به بازوي من اعتماد خواهند كرد. 6 چشمان خود را بسوي آسمان برافرازيد و پايين بسوي زمين نظر كنيد زيرا كه آسمان مثل دود از هم خواهد پاشيد و زمين مثل جامه مندرس خواهد گرديد و ساكنانش همچنين خواهند مرد. اما نجات من تا به ابد خواهد ماند و عدالت منزايل نخواهد گرديد.
7 اي شما كه عدالت را مي شناسيد! و اي قومي كه شريعت من در دل شما است! مرا بشنويد. از مذم�ت مردمان مترسيد و از دشنام ايشان هراسان مشويد.
8 زيرا كه بيد ايشان را مثل جامه خواهد زد و ك�رم ايشان را مثل پشم خواهد خورد اما عدالت من تا به ابدالاباد و نجات من نس ًلا بعد نسل باقي خواهد
9 بيدار شو اي بازوي خداوند ، بيدار شو وخويشتن را با قو�ت ملب�س ساز. مثل اي�ام قديم و دوره هاي سلف بيدار شو. آيا تو آن نيستي كه ر�ه�ب را قطع نموده ، اژدها را مجروح ساختي.
10 آيا تو آن نيستي كه دريا و آبهاي لج�ة عظيم را خشك كردي و عمق هاي دريا را راه ساختي تا فديه شدگان عبور نمايند ؟
11 و فديه شدگان خداوند بازگشت نموده ، با تر ّنم به صهيون خواهند آمد و خوشي جاوداني بر سر ايشان خواهد بود و شادماني و خوشي را خواهند يافت و غم و ناله فرار خواهد كرد.
12 من هستم ، من كه شما را تس ّلي مي دهم. پس تو كيستي كه از انساني كه مي ميرد مي ترسي و از پسر آدم كه مثل گياه خواهد گرديد ؟
13 و خداوند كه آفرينندة تو است كه آسمانها را گسترانيد و بنياد زمين را نهاد فراموش كرده اي و دائم ًا تمامي روز از خشم ستمكار وقتي كه به جهت هلاك كردن مهي�ا مي شود مي ترسي ؟ و خشم ستمكار كجا است ؟
14 اسيران ذليل را بزودي رها خواهند شد و در حفره نخواهند مرد و نان ايشان كم نخواهند شد. 15 زيرا من يهوه خداي تو هستم كه دريا را متلاطم مي آورم تا امواجش نعره زنند ، يهوه صبايوت اسم من است.
16 و من كلام خود را در دهان تو گذاشتم و تو را زير ساية دست خويش پنهان كردم تا آسمانها غرس نمايم و بنياد زميني نهم و صهيون را گويم كه تو قوم من هستي.
17 خويشتن را برانگيز اي اورشليم! خويشتن را برانگيخته ، برخيز! اي دست خداوند كاسة غضب او را نوشيدي و د�رد كاسة سرگيجي را نوشيده ، آن را تا به ته آشاميدي.
18 از جميع پسراني كه زاييده است يكي نيست كه او را رهبري كند و از تمامي پسراني كه تربيت نموده كسي نيست كه او را دستگيري نمايد. 19 اين دو بلا بر تو عارض خواهد شد ؛ كيست كه براي تو ماتم كند ؟ يعني خرابي و هلاكت و قحط و شمشير ، پس چگونه تو را تسل ّي دهم. 20 پسران تو را ضعيف گرفته ، به سر همه كوچه ها مثل آهو در دام خوابيده اند. و ايشان از غضب خداوند و از عتاب خداي تو مم ّلو شده اند.
572