جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 373

‎19‎ و دعاي او و مستجاب شدنش و تمامي گناه و خيانتش و جايهايي كه مكانهاي بلند در آنها ساخت و ا َش َيره ها و بتهايي كه قبل از متواضع شدنش برپا نمود ، اينك در اخبار ح�وزاي مكتوب است.
‎20‎ پس م� َنس�ي با پدران خود خوابيد و او را در خانة خودش دفن كردند و پسرش آمون در جايش پادشاه شد.
‎21‎ آمون بيست و دو ساله بود كه پادشاه شد و دو سال در اورشليم پادشاهي كرد.
‎22‎ وآنچه در نظر خداوند ناپسند بود ، موافق آنچه م�ن َس�ي كرده بود ، به عمل آورد ؛ و آمون براي جميع بتهايي كه پدرش م� ّنس ي ساخته بود ، قرباني گذرانيده ، آنها را پرستش كرد.
‎23‎ و به حضور خداوند تواضع ننموده ، چنانكه پدرش م�ن َس�ي تواضع نموده بود ، بلكه اين آمون زياده و زياده عصيان ورزيد. ‎24‎ پس خادمانش بر او شوريده ، او را در خانة خودش كشتند.
‎25‎ و اهل زمين همة كساني كه بر آمون پادشاه شوريده بودند ، به قتل رسانيدند و اهل زمين پسرش يوشيا را در جايش به پادشاهي نصب كردند.
‎34‎ 1 يوشيا هشت ساله بود كه پادشاه شد و در اورشليم سي و يكسال سلطنت نمود.
2 و آنچه درنظرخداوند پسند بود به عمل آورد و به طريق هاي پدرخود داود سلوك نموده ، به طرف راست يا چپ انحراف نورزيد.
3 و در سال هشتم سلطنت خود ، حيني كه هنوز جوان بود ، به طلبيدن خداي پدر خود داود شروع كرد و در سال دوازدهم به طاهر ساختن يهودا و اورشليم از مكان هاي بلند و ا َش َيره ها و تمثالها و بتها آغاز نمود.
4 و مذبح هاي ب�ع�ليم را به حضور وي منهدم ساختند ، و تماثيل شمس را كه بر آنها بود قطع نمود ، و َا َشيره ها و تمثالها و بتهاي ريخته شده را شكست ، و آنها را خرد كرده ، بر روي قبرهاي آناني كه براي آنها قرباني مي گذرانيدند ، پاشيد.
كرد.
5 و استخوانهاي كاهنان را بر مذبح هاي خودشان سوزانيد. پس يهودا و اورشليم را طاهر نمود.
6 و در شهرهاي م�ن َس�ي و افرايم و شمعون حتي نفتالي نيز در خرابه هايي كه به هر طرف آنها بود همچنين كرد.
7 و مذبح ها را منهدم ساخت و َا َشيره ها و تمثالها را كوبيده ، نرم كرد و همة تمثالهاي شمس را در تمامي زمين اسرائيل قطع نموده ، به اورشليم مراجعت
8 و در سال هجدهم سلطنت خود ، بعد از آنكه زمين و خانه را طاهر ساخته بود ، شافان بن َاص ْليا و م�ع�سيا رئيس شهر و ي�و�آخ وقايع نگار را براي تعمير خانة ي�ه�و�ه خداي خود فرستاد.
9 و نزد ح�ل ْقي�اي رئيس كهنه آمدند و نقره اي را كه به خانة خدا درآورده شده ، و لاويان مستحفظان آستانه ، آن را از دست م� َنس�ي و افرايم و تمامي بقية اسرائيل و تمامي يهودا و بنيامين و ساكنان اورشليم جمع كرده بودند ، به او تسليم نمودند.
‎10‎ و آن را به دست سركاراني كه بر خانة خداوند گماشته شده بودند ، سپردند تا آن را به عمله هايي كه در خانة خداوند كار مي كردند ، به جهت اصلاح و تعمير خانه بدهند.
بخرند.
‎11‎ پس آن را به نجاران و بنايان دادند تا سنگهاي تراشيده و چوب به جهت ارديها و تيرها براي خانه هايي كه پادشاهان يهودا آنها را خراب كرده بودند ،
‎12‎ و آن مردان ، كار را به امانت بجا مي آوردند. و سركاران ايشان كه نظارت مي كردند ، ي�ح�ت و ع�وب�د�ياي لاويان از بني مراري و زكريا و م� ُشلام از بني قهاتيان بودند ، و نيز از لاويان هر كه به آلات موسيقي ماهر بود.
كرد.
‎13‎ و ايشان ناظران حمالان وكلاء بر همة آناني كه در هرگونه اي خدمت ، اشتغال داشتند بودند ، و از لاويان كاتبان و سرداران و دربانان بودند. ‎14‎ و چون نقره اي را كه به خانة خداوند آورده شده بود ، بيرون مي بردند ، حلقياي كاهن ، كتاب تورات خداوند را كه به واسطة موسي نازل شده بود ، پيدا
‎15‎ و حلقيا شافان كاتب را خطاب كرده ، گفت: » كتاب تورات را در خانة خداوند يافته ام ‏.»‏ و حلقيا آن كتاب را به شافان داد. ‎16‎ و شافان آن كتاب را نزد پادشاه برد و نيز به پادشاه خبر رسانيده ، گفت: هر آنچه به دست بندگانت سپرده شده است ، آن را بجا مي آوردند.
‎17‎ و نقره اي راكه در خانه خداوند يافت شده ، بيرون آوردند و آن را به دست سركاران و به دست عمله ها دادند. ‎18‎ و شافان كاتب پادشاه را خبر داده ، گفت: حلقياي كاهن كتابي به من داده است. پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند.
‎19‎ و چون پادشاه سخنان تورات را شنيد ، لباس خود را دريد. ‎20‎ و پادشاه ، حلقياي كاهن و اخيقام بن شافان و ع�ب�دون بن ميكا و شافان كاتب و عسايا خادم پادشاه را امر فرموده ، گفت:
‎21‎ برويد و از خداوند براي من و براي بقية اسرائيل و يهودا دربارة سخناني كه در اين كتاب يافت مي شود ، مسألت نماييد زيرا غضب خداوند بر ما ريخته شده است ، عظيم مي باشد چونكه پدران ما كلام خداوند را نگاه نداشتند و به هر آنچه در اين كتاب مكتوب است عمل ننمودند.
‎373‎